بانک در صورتى که مقتضى بداند مىتواند ضمانت نامه را تمدید کند. تمدید ضمانت نامه با موافقت مضمون له به عمل مىآید و اگر تمدید ضمانت نامه به تقاضاى مضمون عنه باشد، موافقت مضمون له در این مورد ضرورى است.
در عقد ضمان مىتوان توافق کرد که اگر مضمون له تا سر رسید ضمانت نامه مطالبه وجهالضمان را نکند، عقد ضمان خود به خود فسخ و ابطال مىشود.
ضمانت نامه بانکى یکى از مصادیق عقد ضمان بوده و آن عبارت است از تعهد پرداخت مبلغ معینى وجه نقد که در ارتباط با یک قرارداد یا به عنوان تضمین موردى داده مىشود.
***
ضمانت نامه به منزله عقد ضمان
عقد ضمان، عقدى است که به موجب آن، شخص مالى را که به ذمه دیگرى است، به عهده بگیرد. متعهد را «ضامن»، طرف دیگر را «مضمونله» و شخص ثالت را «مضمون عنه» یا مدیون اصلى مىگویند.
در عقد ضمان، رضاى مدیون اصلى شرط نیست، ولى رضایت ضامن و مضمون له شرط است. هرگاه عقد ضمان مدت داشته باشد، مضمون له نمىتواند قبل از انقضاى مدت مطالبه طلب خود را از ضامن بنماید. وقتى که عقد ضمان به طور صحیح واقع شد، ذمه مضمون غتابرى و ذمه ضامن مشغول مىشود و ضامن باید آنچه را که تعهد کرده است، ادا کند و اگر ضمانت با اذن و درخواست مدیون اصلى (مضمون عنه) صورت گرفته باشد، ضامن مىتواند پس از اداى دین به مضمون عنه مراجعه کند و اگر بدون اجازه و به قصد تبرع ضمانت کرده باشد، حق رجوع به مضمون عنه را ندارد.
1-نگاهی به قوانین حمایتی از اطفال بزهکار پیش از انقلاب اسلامی در ایران
در حقوق ایران اولین قانونی که موادی را به اطفال بزهکار اختصاص داده بود ، قانون مجازات عمومی مصوب 1304 بود .
در ادامه به مقررات ماهوی و شکلی این قانون و قوانین پس از آن در مورد بزهکاری اطفال می¬پردازیم .
1-1) از لحاظ ماهوی
قانون مجازات عمومی مصوب 1304، در مواد 34 الی 39 ، به وضعیت اطفال بزهکار پرداخت. در این قانون مسئولیت تام جزائی از سن 18 سالگی بود و تا قبل از رسیدن به این سن از نظر مسئولیت جزائی سه مرحله پیش بینی شده بود .
الف) اطفال صغیر غیر ممیز : طبق ماده 34 ق.م.ع سابق « اطفال غیر ممیز را نمی¬توان جزائاً محکوم نمود، در امور جزائی هر طفلی که دوازده سال تمام نداشته باشد حکم غیر ممیز را دارد». با توجه به این ماده قانونگذار برخورداری از مسئولیت جزائی را مشروط به داشتن قدرت تشخیص ، تمیز و درک نموده است و چون طفل فاقد قوّه ی تمیز می باشد، اساساً مسئولیت جزائی متوجه وی نمی شود. در واقع سن 12 سالگی به عنوان یک امارۀ قانونی غیر قابل تغییر تلقی می شد که امکان اثبات خلاف آن وجود نداشت .
فلیکس بومگارتنر، ماجراجوی ۴۳ ساله اتریشی، سقوط آزاد خبرساز خود را به منظور شکستن سرعت صوت بدون استفاده از وسایل پروازی انجام داد و سالم به زمین نشست.
او از محفظه ای که با بالن به ارتفاع بیش از ۳۹ کیلومتری سطح زمین بر فراز شهر رازول در نیومکزیکو در آمریکا فرستاده شده بود به بیرون پرید.
غلظت هوا در چنان ارتفاعی به مراتب کمتر از سطح زمین و میزان مقاومت هوا نیز بسیار پایین تراست. در نتیجه چنین شرایطی، شتاب سقوط فلیکس بومگارتنر بسیار زیاد بود.
آقای بومگارتنر برای مصون ماندن از عوارض فشار پایین هوا و سرعت زیاد، از لباسی مخصوص استفاده می کرد.
تیمی از دانشمندان و متخصصان از روی زمین این عملیات را تحت نظر داشتند و به فلیکس بومگارتنر کمک می کردند.
جو کیتینگر، دارنده رکورد قبلی بلندترین سقوط آزاد جهان که ۵۲ سال پیش به رکورد قبلی دست یافته بود، عضو این تیم بود و وظیفه ارتباط مستقیم با ماجراجوی اتریشی را بر عهده داشت.
در آخرین لحظات قبل از پرش، فلیکس بومگارتنر متوجه شد که سیستم گرم کننده شیشه کلاه مخصوصش کار نمی کند. معنای این اتفاق آن بود که بازدم آقای بومگارتنر باعث بخار گرفتن و کدر شدن دید او می شد.
اما پس از صحبت با جو کیتینگر، آن دو تصمیم گرفتند که به برنامه خود ادامه بدهند.
در نهایت، پس از سپری شدن حدود ۱۰ دقیقه از لحظه پرش، فلیکس بومگارتنر مجددا سطح زمین را با کف پای خود لمس کرد.
برای اینکه رکورد آقای بومگارتنر به طور رسمی ثبت شود، ابتدا لازم است اطلاعات یک دستگاه جی پی اس که بر روی لباس وی ذخیره شده اند، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.
طی چند دهه اخیر، احساس تنهایی در بین مردم بسیار متداول شده و به نظر میرسد که پیشرفتهای تکنولوژی در این زمینه بیتقصیر نبوده است.
درنتیجه این پیشرفتها، انسانها هر روز با افراد بیشماری روبهرو میشوند اما برخلاف گذشته که این ارتباطات به صورت رودررو بود، در اجتماع امروز، اکثر این ارتباطات از طریق صفحه تلویزیون، مانیتور کامپیوتر یا تلفنهای همراه صورت میگیرد.
در این مقاله، میخواهیم ببینیم چرا این شکل کور از ارتباطات یکی از دلایل اصلی احساس تنهایی آدمها باوجود بودن انسانهای بیشمار در اطرافشان شده است.
در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش (لگنش) از جایش درمیرود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش میبرد، دختر اجازه نمیدهد کسی دست به باسنش بزند, هر چه به دختر می گویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که می کنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود و نمیگذارد کسی دست به باسنش بزند.
به ناچار دختر هر روز ضعیف تر وناتوانتر می شود.
تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او را مداوا کنم...
پدر دختر باخوشحالی زیاد قبول می کند و به طبیب یا همان حکیم میگوید شرط شما چیست؟ حکیم می گوید برای این کار من احتیاج به یک گاو چاق و فربه دارم, شرط من این هست که بعد از جا انداختن باسن دخترت گاو متعلق به خودم شود؟
پدر دختر با جان و دل قبول می کند و با کمک دوستان و آشنایانش چاق ترین گاو آن منطقه را به قیمت گرانی میخرد و گاو را به خانه حکیم میبرد, حکیم به پدر دختر می گوید دو روز دیگر دخترتان را برای مداوا به خانه ام بیاورید.
زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
هر کدام از 5 مرد درون تصویر (A-E) می خواهند که به خانه ی خود بروند.
مشکل اینجاست که چگونه این پنج مرد می توانند به خانه های خودشان بروند ،
بدون اینکه از مسیرِ دیگران عبور کنند ( از یک مربع فقط یک نفر می تواند عبور کند )
مردها اجازه دارند که فقط به صورت عمودی و افقی از مربع های مسیر عبور کنند.
اما نمی توانند مورب حرکت کنند. می توانید این معما را حل کنید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لطفا خوب فکر کنید!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به عکس زیر دقت کنید….
چه جمله ای درون آن نوشته شده است؟ آیا قادر به خواندن آن هستید؟
پژوهشگران میگویند ممکن است زمانی برسد که بر مبنای چگونگی استفاده فرد از اینترنت بتوان دریافت که او افسرده شده است یا نه.
به گزارش ام اس ان بی سی یک بررسی بر روی 216 دانشجوی کالج نشان داد که الگوهای معینی در استفاده از اینترنت با میزان بالاتر نمرات در پرسشنامههای اندازهگیریکننده افسردگی ارتباط دارد.
این بررسی نشان داد که افراد افسرده به طور متفاوتی نسبت به دیگران از اینترنت استفاده میکنند، و زمان بیشتری را به چت کردن آنلاین یا به اشتراک گذاشتن فایلها میگذرانند.
پژوهشهای قبلی درباره رابطه استفاده از اینترنت و افسردگی بر مبنای پرسش از افراد درباره میزان و چگونگی استفاده از اینترنت بود؛ از آنجایی که افراد ممکن بر مبنای حافظه خود به این پرسش پاسخ میدادند، ممکن است میزان دقیق استفاده از اینترنت بوسیله آنها مشخص نشود.
در تحقیقات صورت گرفته بر روی نوجوانان 16 ساله سوئدی مشخص شده است که افراد باهوش بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روانی قرار دارند.
به گزارش ایسنا، تاکنون تحقیقات زیادی در خصوص رابطه میان نبوغ و دیوانگی صورت گرفته که نشان می دهد، افراد باهوش بیشتر در معرض اختلالات دوقطبی و اسکیزوفرنی قرار دارند.
این ایده توسط گروهی از دانشمندان که همگی به نوعی از اختلالات روانی رنج می برند، مورد بررسی قرار گرفته است.
دانشمندان با شرکت در نمایشگاه و فستیوال جهانی علوم در نیویورک، 20 تحقیق صورت گرفته در خصوص رابطه نبوغ و دیوانگی را مورد بحث قرار دادند.
روانگسیختگی، اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی (Schizophrenia)، یک بیماری روانی با منشاء نامشخص و علایم متغیر میباشد که از ترکیب دو واژه یونانی shizein (دو نیم کردن، گسستن) و phrenos (فکر، اندیشه) وضع شده است. مشخصه این بیماری عدم توانایی درک و یا بیان واقعیت است. این بیماری دارای عوارضی همچون عدم ارتباط منطقی در رفتار و گفتار، انزوا و گوشه نشینی بیش از حد و هذیان و توهم است.
مردان، یک و نیم برابر زنان به اسکیزوفرنی مبتلا می شوند.
حدود 50 درصد افراد بستری در بیمارستان روانی، مبتلا به اسکیزوفرنی می باشند.
معمولا در افراد 17 تا 35 ساله، این بیماری تشخیص داده می شود.
در مردان در اواخر دوران نوجوانی و اوایل 20 سالگی این بیماری تشخیص داده می شود.
در حالی که در زنان از 20 سالگی تا اوایل 30 سالگی این بیماری تشخیص داده می شود.
محققان در حال پیدا کردن نمونه های اسکیزوفرنی در کودکان کمتر از 6 سال می باشند
کودک سعی میکند به کمک این عمل با هیجانات و بحرانهای عاطفی درونیاش به مقابله برخیزد. در واقع این عمل، مفری برای رهایی از تنش و استرس است. بسیاری از کودکان و نوجوانان برای ترک این عادت، تلاش فراوانی میکنند ولی غالباً...
ناخن جویدن اعم از کندن یا جویدن ناخن و رفتار نوک زدن به ناخن ها یا کندن پوست انگشتان دو عادت شایع کودکان است. بر اساس گزارش والدین 25 درصد از کودکان تقریبا بین سنین 5/2 تا 6 سالگی ناخن می جوند. میزان ناخن جویدن کودکان در 6سالگی افزایش می یابد و در نوجوانی به اوج خود که 45 درصد است می رسد. سپس در بزرگسالان به 5/4 درصد تقلیل می یابد. محققان ناخن جویدن را رفتار آموخته شده ای می دانند که تنش کاه و اضطراب زدا است و هنگام تمرکز کردن رخ می دهد؛ ناخن جویدن هنگام استرس به بالاترین حد خود می رسد ولی ناخن جویدن ظاهر مولفه خانوادگی یا ژنتیکی هم دارد.
فراموش کردن گذشته میتواند کنار آمدن با مرگ، طلاق یا برهم خوردن رابطهها را شامل شود. توصیههایی که برایتان آوردهایم کمکتان میکند با گذشته خداحافظی کنید و به سمت آینده پیش روید
فراموش کردن گذشته، چه به معنای ترک یک رابطه عادتی یا سوگواری از مرگ عزیزی باشد یکی از سختترین کارهاست. حتی با اینکه آن رابطه، رابطهای ناسالم بوده اما هنوز هم برای جدا شدن از آن مشکل دارید.
آسان نیست، اما راههای عملی وجود دارد که کمکتان کند گذشتهتان را فراموش کنید. اما قبل از اینکه با گذشته خداجافظی کنید، لازم است با خاطرات و تجربیاتتان روبهرو شوید.
قدم هایی برای فراموش کردن گذشته
1 - بنویسید، حرف بزنید، طراحی کنید، نقاشی کنید، وگرنه به دام خاطراتتان میافتید. فراموش کردن گذشته یعنی احترام گذاشتن به خاطراتتان.
2 - احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناک را با شستن آنها از ذهنتان فراموش کنید – شاید در طول آن احساس وحشتناکی داشته باشید اما بعد از آن آرام و راحت خواهید شد. با زندگی کردن دوباره با آن خاطرات، فراموششان کنید.
3 - در صورت امکان به عقب برگردید و با آدمهایی که در آن خاطرات کنارتان بودند صحبت کنید. فراموش کردن گذشته میتواند به معنی برگشتن به گذشته باشد.
اگر قبلا یکی از اعضای خانواده تان دچار افسردگی گردیده است، شما جزو افراد در معرض خطر خواهید بود، اما این به آن معنا نیست که شما حتما دچار افسردگی خواهید گردید.
1- تشخیص افسردگی در مردان مشکل است.
یک پزشک نمی تواند به راحتی افسردگی یک مرد را تشخیص دهد، زیرا مردان کمتر از زنان، راجع به احساسات خود صحبت می کنند و حتی برخی مردان افسرده، غمگینی و ناراحتی خود را نشان نمی دهند.
مردان افسرده ممکن است تحریک پذیر، عصبی و یا بیقرار باشند. آنها ممکن است به طور غیر معمول پول خرج کنند.
مردان افسرده برای مقابله با افسردگی ممکن است رفتارهای بی پروا داشته باشند، الکل بنوشند و یا از مواد مخدر استفاده کنند.
چند دوست قدیمی که همگی ٤٠ سال سن داشتند میخواستند باهم قرار بگذارند که شام را با همدیگر صرف کنند و پس از بررسی رستورانهای مختلف سرانجام باهم توافق کردند که به رستوران چشمانداز بروند زیرا خدمتکاران زیبایی دارد.
١٠ سال بعد که همگی ٥٠ ساله شده بودند دوباره تصمیم گرفتند که شام را با همدیگر صرف کنند. و پس از بررسی رستورانهای مختلف، سرانجام توافق کردند که به رستوران چشمانداز بروند زیرا غذای خیلی خوبی دارد.
١٠ سال بعد در سن ٦٠ سالگی، دوباره تصمیم به صرف شام با همدیگر گرفتند و سرانجام توافق کردند که به رستوران چشمانداز بروند زیرا محیط آرام و بی سر و صدایی دارد.
١٠ سال بعد در سن ٧٠ سالگی، دوباره تصمیم گرفتند که شام را با هم بخورند و سرانجام پس از بررسی رستورانهای مختلف تصمیم گرفتند که به رستوران چشمانداز بروند زیرا هم آسانسور دارد و هم راه مخصوص برای حرکت صندلی چرخدار.
و بالاخره ١٠ سال بعد که همگی ٨٠ ساله شده بودند یکبار دیگر تصمیم گرفتند که شام را با همدیگر صرف کنند و پس از بررسی رستورانهای مختلف سرانجام توافق کردند که به رستوران چشمانداز بروند زیرا تا به حال آنجا نرفتهاند!
وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند.به نظر می رسید وضع مالی خوبی نداشته باشند . شش بچه مودب که همگی زیر دوازده سال داشتند ولباس هایی کهنه در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان زیادی در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند.
وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: چند عدد بلیط می خواهید؟پدر خانواده جواب داد: لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان. متصدی باجه، قیمت بلیط ها را اعلام کرد .
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با دو فوريت طرح حمايت از سرمايهگذاريهاي عمراني و توليد ملي و اصلاح قانون بودجه سال 1391 كل كشور با 193 راي موافق از 246 نماينده حاضر در جلسه موافقت كرد.
به گزارش خبرنگار پارلماني ايسنا، 36 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در قالب طرح دو فوريتي براي جلوگيري از ركود و توجه بيشتر به توليد و سرمايهگذاري طرحي را تدوين كردهاند كه براساس اين طرح منابع عمومي كشور به سمت سرمايهگذاري و افزايش توليد هدايت ميشود.
در اين طرح عنوان شده است كه مهمترين منابع، اعتبارات دولت، منابع ناشي از فروش نفت است.
طراحان در قالب اين طرح منابع ناشي از فروش ارز حاصل از فروش نفت را نيز به منابع درآمدي دولت افزودند و تاكيد كردند كه با اجراي آن اولا كليه منابع حاصله به حساب خزانه واريز ميشود و ثانيا به بخش اجراي طرحهاي عمراني و نيز تسهيلات بخش توليد توجه كافي ميشود.
اين طرح دو ماده و سه جزء دارد.
پس از اظهارات طراح موافق و مخالف طرح، نمايندگان با 193 راي موافق ، 14 راي مخالف و 26 راي ممتنع با اين طرح موافقت كردند.
به نقل از ایسنا
حقوق : مجموعه قوانین است که حاکم بر روابط انسان هاست که با هدف استقراء عدالت و ایجاد نظم به وجود آمده است
مال : در باره مال تعاریف متعددی وجود دارد که راحت ترین تعریف عبارت است از:
هر چیزی که قابلیت داد و ستد داشته باشد مال می گویند
مال منقول : به مالی گفته می شود که قابل جا به جایی بوده بدون اینکه به خود و محل آسیب وارد کند مثل : پول و میز و صندلی و..........
مال غیر منقول : به مالی گفته می شود که قابل جا به جایی نمی باشد. مثل : زمین و ........
جرم : هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب مي شود
دیه : دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دم او داده میشود
مباشر جرم : کسی است که جرم را مستقیم و بدون واسطه انجام می دهد
مسبب جرم : کسی است که جرم را غیر مستقیم انجام می دهد مثل : استفاده از حیوانات
معاون جرم : در تسهیل وقوع جرم موثر است . مثل : نگهبانی دادن باز کردن گاو صندوق و....... ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی
شریک جرم : اجماع بیش از یک { دو نفر کمتر نباشد } نفر در ارتکاب جرم و شرکت هر دو در عملیات مجرمانه
زنا : عبارت است از اجماع مرد با زنی که ذاتا" بر او حرام است
قوادی : عبارت است از جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا یا لواط
قذف : نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگری
اقرار :اگر شخصی خبری را اعلام کند که مفاد آن بر ضرر خودش و به نفع دیگری باشد اقرار نام دارد. به شخصی که اقرار می کند مقر گویند.اگر مفاد این خبر به نفع خودش وبه ضرر دیگری باشد ادعا واگر به نفع دیگری وبه ضرر شخص ثالثی باشد شهادت نام دارد
اقدامات تامینی:تدابیری است که دادگاه برای جلوگیری از تکرار جرم درباره مجرمین خطرناک اتخاذ می کند مانند نگهداری مجرمین دیوانه در تیمارستان
امور حسبی:به اموری گفته می شود که دادگاه ها باید بدون ملاحظه اینکه در مورد آنها اختلاف .مرافعه ای وجود پیدا کرده یا نه وارد زسیدگی واتخاذ تصمیم کنند.مانند رسیدگی به اموال متوفای بلا وارث،تعیین سرپزست برای دیوانه ای که ولی یا قیم ندارد
باز پرس:مقام قضایی است که در وظیفه اش تحقیق از متهمین وانجام تحقیقات مقدماتی در پرونده های کیفری است.قبلا ًبه بازپرس مستنطق گفته می شد
اهلیت : عبارت است از شایستگی انسان برای دارا بودن یا اجرای حق و تکلیف
اماره:هر چیزی که حکایت از چیز دیگری داشته ودر پرونده های مدنی وکیفری ظاهرا ًجنبه کاشفیت از واقع دارد مانند تصرف شیئی که در ظاهر کاشف از مالکیت متصرف است.البته ممکن است خلاف آن نیز ثابت شود.برای مثال ممکن است شیئی که در تصرف الف است در مالکیت ب باشد که الف بطور امانی آن را در اختیار گرفته است
التزام:تعهد کردن گاهی در قراردادها وجهی به عنوان وجه التزام آورده می شود که به منظور تامین خسارت عدم انجام تعهد یا تاخیر آن مقرر می شود
تمتع : عبارت است از این که شخص قانونا" شایستگی و توانایی بهره مندی و دارا شدن حقی را داشته باشد
استیفاء : عبارت از قابلیتی است که قانون برای افراد شناخته تا بتوانند حق خود را اجراء و خود را متعهد سازند
احوال شخصیه : عبارت از عناوینی است که سبب ظهور یا وجود ویژگی و حالاتی در شخص نسبت به شخص دیگر می شود که بر آن اثر قانونی مترتب شده است مثل : ازدواج
نکاح : عبارت است از عقدی که سبب رابطه زنا شویی بین دو جنس مخالف می شود
طلاق : عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد و نماینده قانونی او
بذل مدت:صرف نظر کردن زوج از ادامه اثر عقد نکاح در ازدواج موقت وپایان بخشیدن به آن را گویند
عده:مدتی که در آن مدت زنی که ازدواجش از طریق طلاق،وفات،فسخ نکاح یا بذل مدت منحل شده نمی توان شوهر دیگری اختیار کند
بالغ:دختری که به سن 9سال قمری ومردی که به سن 15سال قمری رسیده باشد
دارایی : تمام حقوق و تعهدات شخص اعم از مالی و غیر مالی
حجر : عبارت است از ممنوع بودن شخص از تصرف در بعضی یا تمام امور خود به منظور از حمایت از او به حکم قانون
سفیه : به شخص کبیری گفته می شود که عقل معاش ندارد و نمی تواند در معاملات مالی غبطه و مصلحت خود را رعایت نماید
حق عینی : حقی که شخص به طور مستقیم و بی واسطه نسبت به چیزی پیدا می کند و می تواند از آن استفاده کند
حق دینی : حقی است که شخص نسبت به دیگری پیدا می کند و به موجب آن می تواند انجام دادن کاری را از او بخواهد
عین : اموالی که وجود خارجی داشته و با حس لامسه قابل ادراک باشند
حق انتفاع : حقی که شخص از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاص ندارد می تواند استفاده کند
حق ارتفاق : حقی که کسی در ملک دیگری دارد مثل : حق عبور و ..........
حریم : مقداری از اراضی اطراف ملک قنات و نهر و امثال آن است که برای کمال انتفاع از آن ضرورت دارد
اراضی موات : زمین بدون مالکی که معطل افتاده و آبادی و کشت و زرع در آنها نباشد
مفهوم اشاعه : انتشار مالکیت شرکاء در همه اجزاء مال مشاء است{ یعنی همه شرکاء در همه اجزاء شریکند }
وقف : عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود
تعدی : تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری
تفریط : عبارت است از ترک عملی است که به موجب قرارداد یا متعارف برای حفظ مال غیر لازم است
دادسرا:نهادی است که وظیفه تعقیب جرایم را از حیث جنبه عمومی بر عهده دارد وهیاتی است که تحت ریاست دادستان انجام وظیفه می کند هر دادسرا مرکب از دادستان،به تعداد کافی معاون ودادیار وبازپرس است در حال حاضر در کشور ما دادسرای عمومی وانقلاب درحدودصلاحیت خود،کشف،تعقیی،جرم وتحقیقات مقدماتی را بر عهده دارد.
دادگاه:محلی که درآن به دعاوی مدنی یا کیفری یا امور حسبی توسط رئیس یا دادرس دادگاه در حدود صلاحیت قانونی وبا رعایت تشریفات مربوط رسیدگی می شود.
دادگاه حقوقی:دادگاهی که به دعاوی مدنی وامور حسبی در آن رسیدگی می شود.
دادگاه کیفری:دادگاهی که به دعوی کیفری درآن رسیدگی می شود
دادخواست:شکوائیه ای است که به مراجع قضایی به طور کتبی ودر اوراق مخصوص عرضه می شود.اصولا ًدر دعاوی مدنی خواهان باید خواسته اش را با تقدیم دادخواست در دادگاه طرح کند.
دادنامه:پاکنویس رای دادگاه که به امضاءرئیس یا دادرس دادگاه ومدیر دفتر آن رسیده باشد مفاد دادنامه رای دادگاه است
ابلاغ: رساندن اوراق دعوی مانند اخطاریه،اجرای حکم،اجراءسند و..... به اطلاح شخص یا اشخاص معین با رعایت تشریفات قانونی.
ابلاغ واقعی:رساندن اوراق دعوی به خود شخص مخاطب یعتی شخصی که هدف ازابلاغ اطلاح دادن به اوست از طریق خودش یا وکیل اش.
ابلاغ قانونی:هر گونه ابلاغی که مطابق مقررات قانون است ولی به شخص مخاطب یا وکیل او صورت نمی گیرد برای مثال اگر برگه اخطاریه وقت حضور در دادگاه به همسر مخاطب ابلاغ شود ابلاغ قانونی است
احضاریه: ورقه ایست که درآن قاضی امر می کند تا کسی اعم از متهم،مطلع یا گواه در دادسرا یا دادگاه حاضر شود.در صورت ابلاغ احضاریه با رعایت تشریفات مربوطه وعدم حضور مخاطب بدون عذر موجه موجب خواهد شد تا توسط مرجع قضایی جلب کردد
اخطاریه:یاد آوری کردن رسمی یک یاچند موضوع در حدود مقررات به مخاطب است مانند اخطاریه برای حضور در دادگاه حقوقی،یا ارایه اصول اسناد در دادگاه یا بریا پرداخت مالیات توسط اداره دارایی
اظهار نامه:نوشته ای است که مطابق مقررات قانون تنظیم می شود ونویسنده خواسته قانونی ومشروع اش را در آن می آورد و به وسیله مامورین دادگستری به طرف مقابل ابلاغ می شود. برای مثال(الف) برای مطالبه اجاره بهای معوقه از طریق اظهارنامه به طرف (مستاجر)ابلاغ می کند،بدهی اش را بپردازد
اعسار:اگر شخصی به واسطه عدم کفایت دارایی یا دسترسی به مال اش قدرت پرداخت هزینه دادرسی یا پرداخت بدهی اش را نداشته باشد می گویند فلانی معسر است وباید برای اثبات اعسارش در خواست اعسار از دادگاه صالح به عمل آورد
تصرف: عبارت است از اینکه مالی در اختیار کسی باشد واو بتواند نسبت به آن مال تصمیم گیری کند.
تصرف عدوانی:تصرفی است که بدون رضای مالک مال غیر منقول از طرف کسی صورت گرفته باشد.در معنی عام کلمه تصرف عدوانی عبارت است از خارج شدن مال از استیلا وتصرف مالک آن مال بدون رضایت اش
تعریز:مجازاتی است که نوع (شلاق،حبس،جزای نقدی و....)ومیزان آن(یکسال حبس،ده ضربه شلاق،ده میلیون ریال)در شرع نیامده وتوسط قاضی تعیین می شود. در حال حاضر در کشور ما در قانون مجازات اسلامی انواع مجازات های تعزیری برای جرایم ارتکابی تعیین شده است.برای مثال مجازات خیانت در امانت 6 ماه تا سه سال حبس تعزیری است.
توقیف دادرسی:در دعاوی مدنی پس از شروع به محاکمه در مواردی که قانون تصریح می کند مرجع رسیدگی می تواند برای مدتی دادرسی را متوقف سازد مانند هنگامی که یکی از اصحاب دعوی فوت می کند.
تهاتر: یکی از اسباب سقوط تعهدات است به موجب تهاتر دو طرف که دارای تعهدی متقابل هستند وموضوع تعهدشان (اعم از اینکه وجه نقد یا اشیاءباشد مثل برنج،گندم و...)به تعداد مساوی با یکدیگرسلقط می شوند. این تهاتر می تواند با اراده طرفین یا به حکم قانون یا حکم دادگاه باشد
افراز:دعوایی است که شریک ملک مشاع بر شریک دیگر به منظور تقسیم مال مزبور در صورت عدم تراضی بر تقسیم اقامه طرح می شود
تاخیر تادیه- خسارت:پولی است که بر اثر تاخیر بدهکار در پرداخت بدهی باید به طلبکار بپردازد.
تامین خواسته:تضمینی است که خواهان از اموال خوانده قبل از صدور حکم به نفع خودش از دادگاه می خواهد.
تامین دلیل:صورت برداری دادگاه از دلایل اثبات دعوی قبل از طرح واقامه دعوی به منظور جلوگیری از زوال واز بین رفتن دلایل است که به در خواست خواهان به عمل می آید.برای مثال برای بررسی میزان پیشرفت کار ساختمان دز زمانی پی کنی وعدم انجام به موقع آن از سوی پیمانکار،کارفرما می تواند با تامین دلیل آن را برای آینده حفظ کرده وبرای مطالبه خسارت استناد کند
حکم قطعی:حکم غیر قابل اعتراض وتجدید نظر و یا حکم قابل اعتراض وتجدید نظر که در موعد مقرر از آن اعتراض وتجدید نظر به عمل نیامده ونیز احکامی که در مرحله تجدیدنظر خواهی صادر می شود.
حکم نهایی:حکمی است که به واسطه طی مراحل قانونی یابه واسطه انقضا مدت اعتراض وتجدیدنظر وفرجام دعوایی که حکم در آن موضوع صادر شده از دعاوی مختومه محسوب شود
تاجر : کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد
دلال : کسی است که در مقابل اجرت واسطه انجام معامله ای شده یا برای کسی که می خواهد معاملاتی نماید طرف معامله پیدا می کند
حق العمل کاری { کمیسون } : کسی است که به اسم خود ولی به حساب دیگری ( آمر ) معاملاتی کرده و در مقابل حق العملی دریافت می کند
اوراق بهادار:اسناد مالی که در معاملات بورسی وبانکی قابل نقل وانتقال ودارای نرخ باشد
سفته:سندی است تجاری که به موجب آن امضاءکننده (صادر کننده)تعهد می کند در زمانمعین یا به محض مطالبه در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد آن شخص کار سازی کند
چک:نوشته ای که به موجب آن صادر کننده وجوهی را که نزد دیگری دارد(بانک)،کلا ًیاقسمتی از آن را به نفع خود یا دیگری از بانک مسترد می کند.
چک بی محل :چکی است که صادر کننده اش در تاریخ سر رسید وجه واعتباری نزد بانک نداشته و یااگردارد کمتر از میزان مندرج در چک می باشد.
چک وعده دار: چکی است که به موجب آن صادر کننده به بانک دستور پرداخت چک را در راس موعد معینی می دهد که این تاریخ با تاریخ صدور چک یکی نمی باشد وبه اصطلاح چک روز نیست
دارنده چک:کسی که چک در وجه او صادر شده یا به نام او پشت نویسی شده یا حامل چک در مورد چک های در وجه حامل
ظهر نویسی:دارنده سند بدهی مانند چک،سفته و...در پشت آن امضاءاجازه ودستور می دهد که مبلغ سند به شخص دیگری پرداخت شود
عقد بیع : ایجاب و قبولی که بر نقل ملک در برابر عوض معلوم دلالت می کند
بایع:کسی که در معامله کالایی را بفروشد درمقابل او مشتری یا خریدار قرار می گیرد
خیار:تسلط براز بین بردن اثر حاصل از عقد را گویند.خیار ممکن است ناشی از توافق وتراضی طرفین باشد مانند خیار شرط در عقد بیع که به موجب آن شرط می شود که در مدت معینی برای خریدار یا فروشنده یا هر دو یا نفر سومی اختیار فسخ معامله باشد ویا ممکن است خیار ناشی از حکم قانون باشد مانند خیار مجلس که به موجب آن مادام که مجلس عقد به هم نخورده طرفین حق بر هم زدن معامله را دارند
بیع فضولی : عقد فضولی آن است که در باب معاملات کسی مال دیگری را بدون اذن صاحب مال و صاحب حق بفروشد یا منتقل نماید
سلف یا سلم : به معنای پیش فروش است
اقاله : به معنای بر هم زدن معامله با تراضی و سازش طرفین معامله است
برائت:اصلی است فقهی وعقلی که در امر کیفری ومدنی به کار می آید.برای مثال اصل آن است که هیچ کس مجرم نیست ومبری از ارتکاب جرم می باشد
تدلیس:اعمالی که موجب فریب طرف معامله می شود وشخص فریب خورده تحت شرایط قانونی حق فسخ دارد
وجوب : عبارت است ازخواستن انجام کاری و راضی نبودن به ترک آن. مثل : نماز و .......
حرمت : خواستن ترک کاری و راضی نبودن به انجام آن. مثل :قتل و سرقت
استحباب : خواستن انجام کاری که انجام دادنش پاداش خواهد داشت ولی ترکش کیفر ندارد. مثل : کمک به ناتوان
کراهت : خواستن ترک کاری بدون اینکه انجام آن گناه داشته باشد. مثل : طلاق
اباحه : عبارت است از برابر بودن طلب وجود و عدم کاری. مانند : مباح بودن قدم زدن در خیابان و ......
اعطاي تابعيت در ايران با استناد به هر دو سيستم خون و خاک صورت مي گيرد، اما سيستم خون ارجحيت دارد. در سيستم خاک ، محل تولد ملاک تابعيت است و در سيستم خون ، تابعيت فرزند براساس تابعيت پدر، مادر يا هر دوي آنها تعيين مي شود که البته در کشور ما فقط نسب پدري مورد توجه قرار مي گيرد. بند 2 ماده 976 مي گويد: فرزند متولد از پدر ايراني چه در ايران و چه خارج از ايران ، ايراني است. پس مي بينيد که سيستم خون کاملا مطلق است. در اين بند به مادر و تابعيتش اشاره اي نشده است ، چون سيستم خون از طريق مادر در ايران اجرا نمي شود و با ايراني بودن مادر، کودکش ايراني محسوب نخواهد شد
سيستم خاک در کدام بندها اعمال مي شود؟
بندهاي 3، 4و 5ماده 976بر سيستم خاک دلالت دارند، يعني در هر سه بند شرط اول ، تولد کودک در ايران است ؛ ولي ما سيستم خاک را هم به شکل مطلق پياده نمي کنيم و هرکدام از اين بندها شرطي دارند که کافي است با تولد بچه همراه باشد تا کودک تابعيت ايراني بگيرد. بند 3راجع به کودکاني است که پدر و مادرشان نامعلوم هستند و از آنجا که تابعيت پدر و مادرشان مشخص نيست ، محل تولد ملاک تعيين تابعيت قرار گرفته است. اين بند بيشتر جنبه حمايتي براي کودکان بي سرپرست دارد. در بند 4از کودکاني صحبت شده است که پدر و مادري خارجي دارند و در ايران متولد شده اند. شرط اين است که يکي از والدين متولد ايران باشد.
فنوکالت از زماني پديد آمده كه افراد از استعمال زور جهت حل اختلافات خود صرفنظر كرده اند. قوانين چه مفصل باشند و چه مختصر داراي نكات مهم هستند . تمام روابط حقوقي مردم را طي فورمولها و مواد قانوني نميتوان پيش بيني نمود هر موردي هم كه متن قانوني وجود داشته باشد بخودي خود حل اختلاف را نمي نمايد بلكه احتياج بنظر يكنفر قاضي دارد و اوست كه بايد قانون را با حقيقت وفق دهد . هر جا يك قاضي باشد وجود دو وكيل ضروري است . با وجدانترين مدعيان در مورديكه اخلاق و وجدان با منافع شخصي وي اصطحكاك پيدا ميكند از آنها چشم پوشي مينمايد. بنا بر اين بسيار مفيد است كه احتياطات لازمه در نظر گرفته شود كه قاضي از اشتباه مصون بماند و دادخواهان با حسن نيت باجراي صحيح عدالت كمك نمايند . از اينرو بهترين راه اينستكه ميان دادخواهان و قضات افرادي باشند كه شغلشان دفاع از منافع اصحاب دعوي بوده ضمناً به پاكي و نازك بيني و دارا بودن دقت وجداني معروف باشند . آنچه گفته شد تنها دليل بوجودآمدن صنف وكلای دادگستری نيست و باعث ايجاد شغل شريف وكالت فقط علت فوق نگرديده است . اگر كسي علت مراجعه مدعي را به دفتر وكيل سئوال كند بايد بداند كه از موقع مراجعه او به بهترین وكيل دادگستری تا طرح دعوي در دادگاه چه اشكالاتي وجود دارد تا بتواند پاسخ خود را درك كند . تشريح موارد ابهام، توضيح نسبت بدعوي، انتخاب اسناد و مدارك و بحث درباره دلايل ادعا همه از وظايف وكيل ميباشندد . نام اين اعمال را در اصطلاح حقوقي بيان قراردادها و بحث درباره كيفيات دعوي را مباحثه حقوقي ميخوانند. و اگر كسي بعنوان وكيل وظيفه بيان قراردادها و مباحثه حقوقي را بعهده نگيرد و قضات ناگزير باشند مستقيماً با اصحاب دعوي ارتباط پيدا كنند كارشان فوق العاده مشكل و طاقت فرسا است . علاوه بر آنچه گفته شد مداخله وكلا در دعاوي از نظر روانشناسي تاثير عميقي دارد . اصحاب دعوي به شخصي كه مانند خودشان دلسوز و با حسن ظن و خوشروئي گفته هايشان را استماع كند و محرم رازهايشان بودهه خودشان هم او را انتخاب كرده باشند احتياج دارند . استدلاليا، آنها كه براي اثبات هر موضوعي دليل رياضي و هندسي ميخواهند و يا عوام الناس اگر بخواهند آنچه را كه گفته شد با نمايش تصاوير مجسم نمايد يك نقاشي مستعار قديمي را كه در يكي از موزه هاي ايتاليا موجود ميباشد برايشان شرح ميدهم . در وسط اين تابلو، رب النوع عدالت نشسته و يك شمشيز برهنه در دست دارد در دست ديگر ترازوئي گرفته و در ميان چين هاي لباسش مجسمه هاي كوچكي از خانه، كيسه هاي پول گله احشام و يك قلب نمايانده شده است . در دو طرف تابلو اصحاب دعوی كه حرص منافع چشمانشان را نابينا ساخته ديده ميشوند در دستهاي اصحاب دعوا كاغذهاي مچاله شده و قراردادهای متعدد و اوراق پاره قانون انباشته شده و شهود و مستندات و ساير نوشته هاي هجوآميز مشاهده می شود….. بيچاره مردم! آيا خود اصحاب دعوي كه به منظور خويش از هر شخص ديگري واقف ترند ارزش آنچه را كه بعنوان دلايل در دست دارند و آنها را با كمال اضطراب برب النوع ساكت عدالت ارائه ميدهند ميدانند؟….
یک قاضی عربستانی، برای یک مجرم حکمی صادر کرده که در نوع خود بی نظیر است.
به گزارش ایسکانیوز «محمد عبدالکریم» قاضی دادگاه «مویه» که در «طائف» عربستان مستقر است با حکم عجیبش توجه رسانه های این کشور را جلب کرد.
وی به پرونده پسر 19ساله یی به نام «عبدالجمال» رسیدگی می کرد که به جرم تیر اندازی به دایی خود بازداشت شده بود.
قاضی چنین رای داد؛ مجرم باید در طول 10 شبانه روز 10 قبر با عمق 120 سانتیمتر در گورستان «مویه» برای اموات بکند. این حکم، بدل از هشت ماه زندان و 400 ضربه شلاق است.
«محمد عبدالکریم» کمیته یی از دادگاه و پلیس تشکیل داده تا بر اجرای حکم نظارت داشته باشد.
وی می گوید؛ مجازات های جایگزین زندان و شلاق، دو هدف اصلی کاستن از حجم پرونده ها و جمعیت کیفری در زندان و کم کردن از آثار سوء مجازات زندان را دنبال می کند.
منشور حقوق بشر کوروش بزرگ موسوم به استوانه کوروش (به انگلیسی: Cyrus human right cylinder ) استوانهای سفالین است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی شاهنشاه ایران ساخته شده و دور تا دور آن مجموعهای از سخنان و دستورات شاهنشاه به خط میخی بابلی نقش گردیدهاست. این استوانه که به عنوان «اولین منشور حقوق بشر» در جهان شناخته میشود، در پایههای شهر بابل قرار داده شده بودهاست. محمدرضا شاه به همراه همسرش در میدان شهیاد در روز افتتاح برج این میدان حضور یافتند و برای نخستین بار منشور کورش کبیر را در این مکان پرده برداری کردند. این منشور همینک در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
سه بند از این منشور
ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید
وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم. نبونید مردم درمانده بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شان آنان نبود.
من بردهداری را برانداختم، به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند، فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند، مردوک از کردار نیک من خشنود شد.
جایگاه
این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.
(قسمتی از خاطرات مرحوم دکتر احمد متین دفتری به نقل از کتاب خاطرات یک نخست وزیر)
« ... تصور نرود که من با رویه شدت عملی که در کلیه شئون دادگستری می کردم ، مردی دیکتاتورمنش و قسی القلب هستم . با قدرت و تصمیم کار کردن و قوانین را بی ملاحظه و بدون تبعیض اجرا نمودن دیکتاتوری نیست. من اصولاً مجازات کردن به موقع را یک خدمت لازم و یک تکلیف اجتماعی می دانم و قضات ضعیف النفس را که از کارهای جزائی پرهیز و فخر می کنند که پس از سالها قضاوت در محاکم جنائی یک حکم اعدام امضاء نکرده اند و بطور کلی عناصر مردد و بی تصمیم را نمی پسندم . خودم هم زمانی که قاضی و عضو دادگاه جنائی بودم چندین حکم اعدام صادر کردم و هم در زمان وزارت ، دستور اجرای تعداد کثیری از احکام اعدام را صادر کرده ام . در عین حال با تمام قوا برای نجات بی گناهان کوشیده ام چنانکه در مورد احکام ابرام شده اعدام در دیوان کشور قبل از آنکه پرونده آن را نمی خواندم و با توجه کامل به دلائل اتهام مطمئن نمی شدم که در ماهیت آن اشتباهی نشده است ، دستور اجرا نمی دادم . و با این رویه و بعضی از موارد که تردید و شبهه حاصل شد ، از راه بازرسی های سری و علنی و اعاده دادرسی محکومی را از مرگ نجات داده ام .
در عین حال ، همیشه به این نکته توجه داشته ام که آثار قهری مجازات ها محصور به شخص محکوم نیست و عائله او در معرض عواقب وخیم از جمله تنگی یا فقد معاش و خطرهای اخلاقی هستند و در دوره خدمت دادگستری این اندیشه که کسان زندانیان گناهی مرتکب نشده اند که دچار این عواقب بشوند ، عذاب روحی به من می داد و درباره آنها احیاناً غیر از کمک های محدود شخصی ، تا اندازه ای که اعتبارات دولتی اجازه می داد ، دریغ نمی کردم. بدیهی است این تلاش برای همه در سطح کشور کفایت نداشت . در آن ایام طفل یتیم بی منزل و مأوائی در دادگستری چند سال مهمان ما بود و در عمارت دادسرا سکونت داشت و معروف شده بود به " پسر پارکه " و مجاز بود هر وقتی حاجتی داشت مستقیماً به خود من در دفتر وزارتی تلفن کند.یک روز که از شکایت کسان زندانیان سخت متأثر بودم ، پسر پارکه هم درخواست پوشاکی کرد. فوراً به آقای غلامعلی فرهت دادستان تهران گفتم نظیر این کودک مسلماً بسیاری از ایتام هستند که چون مالی ندارند کسی حاضر به قیمومیت آنها نمی شود و قهراً ولگرد و عاقبت جنایتکار می شوند. فکر کردم از محل بهای اموال بلاصاحب یک بنگاه صغار بدون هیچگونه تظاهری تأسیس کنم و این عمل خیر و بی ریا کفاره ای باشد برای گناه بدبخت شدن عائله کسانی که قربانی قوانین جزائی دادگستری ما می شوند و ما از چاره آن فعلاً عاجز هستیم . آقای فرهت انصافاً همت کرد و نزدیک عمارت دادسرا خانه ای اجاره و به تناسب اعتباری که داشت ، عده ای از اطفال یتیم در آنجا اعاشه می کردند و روزها آنها را به دبستان می بردند و من هم گاه به گاه بدون سر وصدا و تشریفات از این بنگاه بازدید می کردم و بدین وسیله تأثرات فاحشی از شغل وزیر دادگستری را تسکین می دادم . »
منبع : راه مقصود
خاطره جالب دیگری که از کارنامه دادگاه شهرستان به یاد دارم؛ دادخواست گروهی از نمایندگان مجلس منحل شده و درخواست ابطال فرمان انحلال مجلس از طرف شاه بود. برای فهم این مطلب؛ ناچار باید یادآوری کنم که شاه در آستانه انقلاب سفید خود فرمان انحلال مجلس را صادر کرد تا با خیالی آسوده به اصلاحات ارضی و سایر تحولات مورد نظر بپردازد. استدلال نمایندگان (خواهانها) این بود که مطابق قانون اساسی در فرمان انحلال بایستی تاریخ انتخابات آینده معین شود تا انحلال مجلس به تعطیل مشروطیت نیانجامد. ولی در فرمان شاه تاریخ انتخابات آینده معین نشده و منوط به فراهم آمدن شرایط آن گردیده است. شرط تعیین تاریخ انتخابات آینده از شرایط اعتبار و نفوذ فرمان انحلال است و نباید آن را تشریفاتی پنداشت. از سوی دیگر؛ چون در ایران دادگاه قانون اساسی وجود ندارد و دادگاه شهرستان مرجع عمومی تظلمات است؛ اعلام بطلان فرمان را ازاین دادگاه خواستاریم.
این دادخواست تاریخی که کمتر از آن نامی برده میشود و شاید هنوز هم بسیاری آن را بعید و سبب شگفتی بدانند؛ در اثر فشار وکلاء یا نظر رئیس کل دادگاهها؛ به شعبه 27 دادگاه شهرستان ارجاع شد و بار دیگر نام این شعبه را بر سر زبانها انداخت و مرکز خبر سازی کرد. موضوع مهم و مقدماتی این دعوا صلاحیت دادگاه بود. این پرسش سخن روز بود که آیا دادگاه صلاحیت بازرسی انطباق تصمیمهای مقامهای حکومت با قانون اساسی را دارد؟ آیا دخالت قوه قضائیه درباره قانونی بودن فرمان پادشاه؛ با اصل جدایی سه گانه کشور منافات ندارد؟
معلوم بود این گونه پرسشها؛ در شرایط بحرانی آن روز کشور؛ چه تنشهای سیاسی و قضایی جدی به وجود میآورد و پیش بینی میشد در روز محاکمه خبرنگاران خارجی و داخلی برای آگاهی از اخبار قضایی در دادگاه حضور یابند؛ جنجالی که بیگمان حکومت توان تحمل آن را نداشت. من نیز به نوبه خود به دست و پا افتاده بودم و خود را برای روز محاکمه آماده میساختم. به ویزه؛ فکرم مشغول به موضوع صلاحیت دادگاه بود.مطالعات مقدماتی موضوع مرا قانع میکرد که دادگاه صالح است و رسیدگی به این قانونشکنی طبع قضایی دارد؛ منتها دشواری در ارائه علمی و نظری مسئله و دفع شبهههای مخالف بود که قابل اعتنا به نظر میرسید.
ولی دو هفته پیش از موعد محاکمه؛ مدیر دفتر دادگاه پرونده را برای اظهار نظر به دادگاه آورد: خواهان دادخواست خود را پس گرفته بود و دادگاه میبایست قرار رد آن را صادر کند. چند دقیقه بعد آقای جهانگیر تفضلی که یکی از خواهانها بود به دادگاه آمد و توضیح داد که ساواک همه نمایندگان را احضار و قانع کرده است که دادن چنین دادخواستی با امنیت کشور مخالف است و باید مسترد شود. بدیت ترتیب؛ مانع "امنیت" این بار نیز کارساز شد و همه را آسوده خاطر کرد!
با وجود این؛ چنین اعتراضهایی را باید از نخستین جرقههای انقلاب شمرد. جرقههایی که در آغاز به نسیمی خاموش میشود و خودکامگان را به خواب خرگوشی میبرد. غافل از اینکه هر جرقه خاموش پایگاهی برای آتش مهار ناپذیر آینده است.
منبع : edalatkh.blogfa.com
پس از بازگشت از سفر، مدتي در دادگاه شهرستان به همان كار پيشين خود پرداختيم تا شعبة 13 دادگاه استان، به دليل نياز به توسعة قضايي و تراكم پروندهها، تأسيس شد. اين شعبه در اصل به كار كيفري ميرسيد و اكنون به حقوقي تبديل شده بود و شماري از پروندههاي كيفري را هم در گنجينة موجودي خود داشت كه ميبايست رسيدگي شود. رياست اين شعبه را به آقاي محمود صمصامي مهاجر داده بودند و من و آقاي دكتر فتحالله دولتشاهي را براي مستشاري درنظر گرفته بودند و، به گفتة مأموران كارگزيني، ميخواستند شعبة نمونه تشكيل بدهند. زيرا، آقاي صمصامي مهاجر قاضي خوشفهم و پركاري بود وانتخاب دو دكتر حقوق به عنوان مستشاران شعبه، دادگاه را از لحاظ علمي و نظري تقويت ميكرد.
پيشنهاد تغيير شغل را بيدغدغه و ترديد پذيرفتم، زيرا به حسن نيت و لطف وزير دادگستري مطمئن بودم و ميدانستم كه هدف او دادن ترفيع كوچكي به منظور قدرداني از زحمات ناشي از بازرسي است. وانگهي، ميديدم كه همكاران شايستهاي در آن شعبه دارم. درباره حسن نظر مرحوم الموتي، بايد اين نكته را يادآور شوم كه در پايان ماموريت بازرسي مرا به حضور پذيرفت؛ به استقبالم آمد و صورتم را بوسيد و از آنچه انجام شده بود تشكر كرد. همچنين، ضمن سخنان خود داستاني را نقل كرد كه شنيدني است:
ضمن بازرسي و رسيدگي به شكايتها در مشهد، به پروندهاي برخوردم كه چند روستايي كه به اتهام منازعه در زندان بودند، پس از پايان مدت محكوميت، مدتها در زندان مانده بودند و كسي به فريادشان نميرسيد و دادستان استان نيز به شكايت كسان زندانيان اعتنا نميكرد.
به اضافه، دريافته بودم كه ايشان و رئيس دادگستري مشاغل مهم را به كساني ميدهند كه عضويت تشكيلات پنهاني سومكا را پذيرفتهاند و بدين ترتيب براي خود امپراتوري قضايي آفريده بودند.
ما اين تخلف آشكار دادستان كل و تشكيل سومكا را به مركز گزارش داده بوديم و آقايان در دادگاه انتظامي و نزد وزير ادعا كرده بودند كه گزارشها دروغ و نوعي شايعهپراكني است. مرحوم الموتي بازرسي را پنهاني به مشهد فرستاده بودكه درباره اين موضوع تحقيق كند و او هم دليلي به دست نياورده بود. زيرا، طبيعي است كه براي تشكيلات پنهاني سند و مدرك منتشر نميشود. آقاي وزير نقل كرد كه درباره صحت گزارش شما به ترديد افتاده بودم. منتها، دادستان استان را به دليل تخلف انتظامي تعقيب كردم و رئيس ديگري براي دادگستري فرستادم. رئيس جديد متوجه ميشود كه يكي از كشوهاي ميز رياست بيرون نميآيد و مانعي بر سر راه دارد. او پس از مدتي كندوكاو كشو را بيرون ميكشد. بسته كاغذي به زمين ميافتد كه پس از خواندن آن معلوم ميشود كه صورتجلسههاي حزب سومكا است. جناب وزير ادامه دادند كه اكنون خيالم آسوده شد و دانستم كه شما با بيطرفي و دقت و تقوا انجام وظيفه كردهايد و شايسته قدرداني هستيد.
بدينترتيب، تير قضا به هدف نشست و از نخستين اتهام تبرئه شديم و من نيز رو سفيد و سرافراز به شعبه 13 دادگاه استان رفتم.
منبع : ضمیمه روزنامه اطلاعات / زندگينامه خود نوشت دكتر كاتوزيان
مرجع رسیدگی به شکایت از تصمیمات و دستورات مقامات دولتی ، دیوان عدالت اداری است. مردم
در خصوص شکایت علیه بخش های دولتی به مراکز دیگر مراجعه نکنند.
*صدور چک بلامحل پیگرد کیفری را بدنبال دارد.
*صدور چک بلامحل موجب اخلال در نظام بانکی می شود.
*صدور چک بلامحل موجب فروپاشی خانواده ها می شود.
*صدور چک بلامحل باعث زندان و عوارض نامطلوب حاصل از آن می شود.
*چک سند پرداخت است نه وسیله کسب اعتبار
*در صورت مفقود شدن چک (حتی برگه بدون امضاء و بدون مبلغ) فورا به بانک مربوطه اطلاع داده به علاوه به دادسرای محل اعلام کن
ید.
*مجازات چک بلامحل، چک کمتر از ده میلیون ریال حبس تا شش ماه، از ده میلیون تا پنجاه میلیون ریال حبس از شش ماه تا یکسال و بیشتری از آن حبس از یکسال تا دو سال است.
*صدور چک های مشروط و تضمینی و سفید امضا فاقد وصف کیفری است.
*اگر دو نفر مشترکا مبادرت به صدور یک فقره چک بلامحل کنند هر کدام به تنهایی به مجازات صادر کننده چک بلامحل محکوم خواهند شد
.
*ساکنین آپارتمان ها به نسبت مساحت اختصاصی آپارتمان خود مکلف به پرداخت هزینه های مشترک هستند مگر برخلاف آن تراضی کنند
.
*هیچ یک از ساکنین آپارتمان ها حق ندارد مانع دسترسی سایر ساکنین به قسمت های مشترک ساختمان شود.
*در صورت عدم پرداخت حق شارژ، مدیر ساختمان مجاز است برای بدهکار اظهارنامه بفرستد و پس از ده روز خدمات مشترک را قطع کند.
*در صورتی که احد از ساکنین آپارتمان مانع دسترسی سایرین به قسمت های مشترک شد، ذینفع برای رفع مانع می تواند به شورای حل اختلاف محل مراجعه کند.
*عدم قید مدت در اجاره نامه موجب بطلان آن است
.
*اگر مالک حق انتقال به غیر را از مستاجر سلب نکند، مستاجر مجاز به انتقال منافع مورد اجاره به غیر است.
*رسیدگی به مطالبه مال الاجاره تا مبلغ ده میلیون ریال در صلاحیت شورای حل اختلاف است
.
*در تنظیم اجاره نامه عادی، امضا دو نفر شاهد موجب امکان بهره برداری از مزایای قانونی می شود.
*تخلیه اماکن مسکونی در پایان مدت در صلاحیت شورای حل اختلاف است و با وجود شرایط قانونی فورا دستور تخلیه صادر می شود
.
*جرم عبارتست از هر فعل یا ترک فعل که به موجب قانون برای آن مجازات تعیین شده است.
*دیه مالی است که به منظور جبران خسارت جانی و بدنی تعیین شده است.
*دیه قتل انسان( در جرم قتل غیر عمد و شبه عمد) عبارتست از 26 میلیون و 250 هزار ریال.*افزایش آگاهی های حقوقی موجب تقویت پیوندهای اجتماعی است.
*افزایش آگاهی های حقوقی موجب سلامت روانی، ایجاد آسایش و امنیت می شود.
*افزایش دانش حقوقی منجر به ارتقای توانایی های فردی، مسوولیت پذیری و تصمیم گیری صحیح می شود.
*بهتر زیستن افراد در جامعه نیاز به دانش، آگاهی و مهارت های گوناگون دارد.
*حقوق هر انسانی باید از جانب انسان های دیگر رعایت شود و هیچ فردی حق تجاوز به حقوق دیگری را ندارد.
*آگاهی مردم یک جامعه از حقوق و تکالیف خود نخستین گام برای ایجاد امنیت و توسعه پایدار است.
*حقوق و تکلیف دو روی یک سکه هستند.
*پیشگیری از اختلافات و منازعات در روابط افراد تنها با شناخت دقیق حقوق و رعایت آن امکان پذیر است.
*عدم شناخت و ناآگاهی حقوقی، مقدمه بروز اختلافات و دعاوی است.
*آگاهی از قوانین لازمه زیستن در یک جامعه است.
*به دلیل عدم آگاهی حقوقی همه ساله بودجه عظیمی در کشور صرف مبارزه با نابسامانی های اجتماعی می شود.
*آموزش حقوق موجب رشد و سعادت جامعه می شود.
*جامعه همواره در حال تحول است و مسائل و مشکلات مختلفی را تجربه می کند و برای مقابله با آن ها آموزش ضروری است.
*به همان اندازه که جامعه پیچیده تر می شود، حقوق نقش مهمتری در حل مسائل و روابط انسانی ایفا می کند.
*لازمه رعایت قانون آگاهی از آن است.
*قانونمداری جزء اصول اولیه زندگی است.
*آموزش حقوق بهترین شیوه برای مبارزه با ذهنیت های نادرست است.
*کسانی که با قانون آشنا هستند کمتر با مسائل و مشکلات حقوقی سروکار دارند.
*افزایش دانش حقوقی موجب پیشگیری از وقوع جرم است.
*احترام به قانون احساس امنیت اجتماعی را افزایش می دهد
.
*حقوق بر تمامی وجوه زندگی ما احاطه دارد.
*قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی، پانزده روز پس از انتشار در روزنامه رسمی لازم الاجرا است.
*آموزش همگانی حقوق، از بزرگترین خلاء های موجود در جامعه است.
*رعایت قانون به نفع همه است.
*عدم اطلاع از قوانین در دادگاه ها پذیرفته نمی شود، پس با مسائل حقوقی بیشتر آشنا شویم. *در حال حاضر در کشور ما دادگاه های کیفری عبارتند از: دادگاه عمومی، دادگاه انقلاب، دادگاه کیفری استان، دادگاه های نظامی دو و یک
آنچه که در حال حاضر مردم عادی بیشتر با آن سرو کار دارند محاکم عمومی و انقلاب کیفری استان است که به اختصار به نحوه تجدید نظر خواهی از احکام آنها می پردازیم:
آرای دادگاه عمومی و انقلاب در موارد زیر قابل تجدید نظر است:
1- جرایمی که مجازات آن اعدام است.
2- ضبط اموال بیش از یک میلیون ریال.
3- مصادره اموال
4- جرایمی که مجازات قانونی آنها بیش از یک پنجم دیه کامل است. (قیمت دیه کامل در سال 1385 مبلغ 26 میلیون و 250 هزار تومان است.)
5- جرایمی که حداکثر مجازات قانونی آن بیش از سه ماه حبس یا شلاق و جزای نقدی بیش از 50 هزار تومان باشد. معیار مجازات قانونی است نه مجازات قضایی، پس اگر مجازات قانونی جرمی یک میلیون ریال جزای نقدی باشد و پس از اعمال تخفیف، قاضی آن را به یکصد هزار ریال جزای نقدی تبدیل کند، این رای قابل تجدید نظر است زیرا ملاک مجازاتی است که قانون تعیین کرده است.
6- محکومیت به انفصال از خدمت.
کلیه آرای صادره از دادگاه کیفری استان چه با شدید ترین مجازات و چه با کمترین مجازات قابل تجدید نظر است از این رو آرای این دادگاه در مورد جرایمی که مجازات آن اعدام، حبس ابد، رجم، قصاص و ... باشد همگی قابل تجدید نظر است.
مرجع تجدید نظر از آرای دادگاه های مزبور عبارتند از:
در مورد دادگاه های عمومی و انقلاب جرایمی که مجازات قانونی آنها اعدام، حبس بیش از ده سال و مصادره اموال باشد دیوان عالی کشور است و در سایرموارد دادگاه تجدید نظر استانی است که دادگاه صادر کننده رای در آن حوزه قرار گرفته است.
اما در مورد دادگاه کیفری استان کلیه آرای این دادگاه در دیوان عالی کشور قابل تجدید نظر است.
پرسش: آیا آرای دادگاه مزبور فقط درخصوص محکومیت متهم قابل تجدید نظر است یا درخصوص آرای تبرئه هم می توان تجدید نظر خواست؟
پاسخ: فرقی نمی کند چه در مورد محکومیت و چه درباره برائت از سوی شاکی خصوصی متهم و دادستان قابل تجدید نظر است.
توجه: گاهی اوقات پرونده کیفری علاوه بر جنبه جزایی دارای جنبه مدنی هم است. فرض کنیم در یک حادثه رانندگی علاوه بر وارد آمدن صدمه به شاکی، به اتومبیل او نیز خسارت وارد می شود که این پرونده هم دارای جنبه کیفری و هم جنبه مدنی است. حال اگر رای دادگاه کیفری راجع به جنبه کیفری و دعوای ضرر و زیان توامان صادر شود و جنبه مدنی یا کیفری آن قابل تجدید نظر باشد جنبه دیگری رای که مستقلا قابل تجدید نظر نبوده به تبع جنبه ای که قابل تجدید نظر است قابل تجدید نظر خواهد بود.
برای درخواست تجدید نظر متقاضی تجدیدنظر باید به نکات زیر توجه کند:
مهلت درخواست تجدید نظر از آرای دادگاه های کیفری برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و مقیم خارج از ایران دو ماه از تاریخ ابلاغ رای است و اگر رای دادگاه غیابی باشد احتساب مدت های مذکور بر مبنای پایان مدت واخواهی است و همان طور که می دانیم در آرای غیابی از تاریخ اطلاع محکوم علیه از مفاد رای نامبرده 10 روز وقت دارد تا به رای اعتراض کند.
علاوه بر شاکی و متهم، وکلا و نمایندگان قانونی آنان نیز حق درخواست تجدید نظر از دادگاه کیفری دارند.
درخواست تجدید نظر ممکن است به یکی از جهات زیر باشد:
*ادعای عدم اعتبار مدارک استنادی دادگاه
*ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت در گواهان و یا دروغ بودن شهادت آنها
*ادعای مخالف بودن رای با قانون
*ادعای عدم توجه به دلایل از سوی دادگاه
*ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای
*اگر شاکی نسبت به رای اعتراض داشته باشد باید با درخواست کتبی و ابطال تمبر این درخواست را به دفتر دادگاه صادر کننده رای یا دفتر دادگاه تجدید نظر تقدیم کند.
*متهم برای تجدید نظر خواهی نیاز به ابطال تمبر ندارد (چه برای محکومیت کیفری خود و چه برای ضرر و زیان ناشی از جرم).
*اگر متهم در بازداشت باشد باید درخواست تجدید نظر خود را به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم کند.
*اگر درخواست تجدید نظر تجدید نظرخواه ناقص باشد مدیر دفتر دادگاه نقایص را به درخواست کننده اخطار می کند تا ظرف مدت 10 روز از تاریخ ابلاغ این نقایص را برطرف کند. *فرض کنیم زنی پس از دو سال از تاریخ فوت همسرش می خواهد مهریه خود را مطالبه کند. آنچه مسلم است این دعوی باید به طرفیت ورثه متوفی که ترکه (اموال به جا مانده از متوفی) را پذیرفتند در دادگاه طرح و اقامه شود. حال این سئوال مطرح می شود که دادگاه در موردی که مهریه زن وجه رایج است (نه سکه یا اموال منقول و غیر منقول دیگر) بر اساس شاخص سال فوت شوهر باید مهریه را محاسبه کند یا به نرخ روز و سال مطالبه مهریه؟
برابر قانون ( ماده 3 آیین نامه اجرایی قانون الحاق یک تبصره به ماده 1082 قانون مدنی) در مواردی که مهریه زوجه باید از ترکه زوج متوفی پرداخت شود تاریخ فوت مبنای محاسبه قرار می گیرد.
پرسش: اگر زن قبل از مطالبه مهریه از زوج فوت کند و مهریه او وجه رایج باشد ورثه زن، استحقاق دریافت مهریه به نرخ روز را دارند یا همان مبلغ معین شده در عقد نامه ملاک محاسبه قرار می گیرد؟
پاسخ: آنچه مسلم است با فوت زوجه مهریه نیز به ورثه او منتقل می شود و اصل طلبی که زوجه بابت مهریه داشته طبق قاعده ارث به ورثه او انتقال پیدا خواهد کرد و هر یک از ورثه به نسبت سهم الارث خود از اصل دین، طلب خود را از شوهر متوفیه یا ماترک او مطالبه می کند ولی آنچه که ورثه مستحق دریافت آن هستند اصل مبلغ مندرج در نکاح نامه به عنوان مهریه است نه قیمت روز وجه رایج، زیرا این حق را قانون فقط برای زوجه زنده متصور شده نه برای ورثه او. البته در این خصوص نظر مخالف هم وجود دارد و عده ای اعتقاد دارند که ورثه قائم مقام و جانشین او هستند و همان حقی که زوجه متوفیه نسبت به محاسبه وجه رایج به قیمت روز داشت همان حق را ورثه او نیز دارا هستند.
نکته دیگر در خصوص تعهد پدر زوج در قبال پرداخت مهریه به زوجه از سوی پسرش است همان طور که می دانیم مهریه با تراضی طرفین تعیین می شود و اصولا مسوولیت پرداخت آن بر عهده شوهر است اما گاهی اوقات به لحاظ اینکه زوج با پدرش زندگی و نزد او کار می کند و یا به دلایل دیگر ممکن است پدر زوج پرداخت مهریه را تعهد کند که در این صورت با مطالبه مهر و اعلام اعسار زوج نسبت به پرداخت مهر زوجه حق رجوع به پدر زوج را دارد.
پرسش: اگر پدر زوج پرداخت مهریه را تضمین کند چه وضعی خواهد داشت؟
پاسخ: در این حالت دیگر شوهر هیچ گونه مسوولیتی برای پرداخت مهریه نداشته و پدر او مسوولیت پرداخت مهریه را خواهد داشت.
پرسش: آیا پدر زوج در صورت امتناع از پرداخت مهریه به زندان می رود؟
پاسخ: هر گاه با حکم قطعی دادگاه کسی محکوم به پرداخت دین به دیگری شود و از اجرای حکم خودداری کند و ضمنا از او مالی به دست نیاید با درخواست کسی که حکم به نفع او صادر شده به زندان روانه خواهد شد مگر آن که ثابت کند قدرت و توانایی پرداخت بدهی را به صورت اقساط یا به طور کلی ندارد که اصطلاحا به این شخص معسر گفته می شود.
پرسش: چنانچه مهریه وجه رایج باشد و پدر زوج برای پرداخت آن ضمانت کند نحوه محاسبه آن چگونه است؟
پاسخ: آن چه مسلم است پدر زوج پرداخت مهریه را ضمانت کرده و مسوولیت او پرداخت برابر قانون است و برابر قانون هنگامی که مهریه وجه رایج باشد به نرخ روز مطالبه خواهد شد. *یکی از عقودی که تنظیم کننده روابط مالی افراد جامعه است عقد هبه است. به شخصی که مال را به دیگری می بخشد «واهب» و طرف مقابل او را «متهب» و مال مورد هبه را «عین موهوبه» می گویند.

گاهی اوقات اشخاصی در زمان حیات خود مالی را به یکی از وراث یا شخص ثالثی می بخشندو پس از فوت واهب، بین ورثه با متهب اختلافاتی به وجود می آید که با آگاهی از مقررات و قواعد مربوط به این تاسیس حقوقی می توان از وقوع این اختلافات جلوگیری کرد.
همچنین ممکن است واهب پس از هبه و بخشش از عمل خود پشیمان شود و بخواهد از هبه رجوع کند. در این مختصر به آثار حقوقی این عقد و نتایج آن می پردازیم.
تعریف هبه و شرایط آن:
هبه یکی از عقود معین است که به موجب آن یک نفر مالی را مجانی به دیگری چه از اقوام و بستگان یا بیگانه ای می بخشد و به مالکیت او در می آورد.
واهب برای انجام این عمل حقوقی باید دارای اهلیت بوده و عاقل، بالغ باشد و با قصد و اراده مال را به دیگری ببخشد و از طرفی نمی تواند از مال دیگری ببخشد و خودش باید مالک آن مال باشد.
علاوه بر وجود این شرایط طرف مقابل یعنی کسی که مال به او بخشیده می شود علاوه بر قبول هبه باید مال مورد هبه را به تصرف و قبض درآورد و چنان چه صغیر یا مجنون باشد، ولی یا سرپرست قانونی اش به جای او آن را قبض خواهد کرد. در صورتی که مال مورد هبه از قبل در دست متهب باشد دیگر نیازی نیست که آن را مجددا قبض کند.
پرسش: اگر پس از هبه و قبل از قبض مال مورد هبه، واهب دچار جنون شود یا فوت کند هبه صحیح است؟
پاسخ: در هبه و سایر عقود دینی مانند وقف، اهلیت از زمان وقوع عقد تا زمان قبض باید استمرار داشته باشد از این رو در فرض سوال با فوت هر یک از طرفین عقد هبه واقع نمی شود.
پرسش: در تعریف هبه آوردیم که مجانی است آیا می توان هبه را در عوض انجام کاری یا واگذاری مالی به واهب منعقد و تنظیم کرد؟
پاسخ: مجانی بودن هبه منافاتی با معوض بودن آن ندارد بنابراین واهب می تواند شرط کند که متهب مالی را به او واگذار کند یا عملی را که عقلا و شرعا مباح است برای او انجام دهد مثلا در عوض هبه، مدت دو سال از خانه مسکونی اش مراقبت و آن را نظافت کند.
پرسش: آیا واهب می تواند بعد از قبض عین مال توسط متهب از هبه خود رجوع کند؟
پاسخ: چه قبل و چه بعد از قبض عین موهوبه توسط متهب، واهب می تواند از همه رجوع کند و آن را باز پس گیرد مگر آنکه:
*متهب پدر یا مادر یا اولاد او باشد و یا اینکه:
*هبه معوض باشد و متهب به واهب عوضی در مقابل عین موهوبه داده باشد و یا:
*مال مورد هبه از مالکیت متهب خارج شده باشد مثلا آن را به دیگری فروخته باشد یا آن را به رهن دیگری درآورده باشد و یا:
*در عین مال مورد هبه تغییراتی صورت گرفته باشد برای مثال مال مورد هبه که یک دستبند طلا بوده تبدیل به شمش طلا شود.
پرسش: آیا حق رجوع از هبه به ارث هم می رسد؟
پاسخ: فرض می کنیم «الف» یک تخته فرش دست بافت با ارزش را به آقای «س» هبه می کند و بعد از قبض فرش (توسط آقای «س») واهب آقای «الف» فوت می کند در این حالت ورثه آقای «الف» نمی توانند از حقی که پدرشان نسبت به رجوع از هبه داشته، بهره مند شوند و به اصطلاح حق رجوع در هبه قابل وراثت نیست و اصولا پس از فوت واهب یا متهب، تحت هر شرایطی رجوع از هبه ممکن نیست.
پرسش: آیا می توان در عقد هبه شرط کرد که واهب حق رجوع از هبه نداشته باشد؟
پاسخ: خیر حق رجوع از هبه قابل اسقاط نیست حتی اگر در ضمن عقد دیگری مانند صلح یا بیع گنجانده شود زیرا رجوع هبه از قواعد آمره بوده که در اختیار طرفین معامله نیست.
پرسش: اگر واهب بعد از قبض مال توسط متهب از هبه برگردد و رجوع کند و در این مدت به ارزش مال مورد هبه افزوده شود این ارزش افزوده به چه کسی تعلق می گیرد؟
پاسخ: فرض کنیم مال مورد هبه یک راس گاو شیرده است اگر این ارزش افزوده به خود گاو وابسته ومتصل باشد مانند گران شدن قیمت آن، اضافه وزن و ... به واهب برمی گردد و اگر این افزایش منفصل باشد مانند شیری که در این مدت از گاو به دست آمده، مال متهب بوده به او تعلق خواهد گرفت.
پرسش: اگر طلبکاری طلب خود را از دیگری به او ببخشد آیا می تواند از این هبه رجوع کند؟
پاسخ: خیر حق رجوع وجود ندارد. همچنین است که شخصی مالی را به عنوان صدقه به دیگری بدهد.
پرسش: آیا هبه اموال باید به صورت رسمی و در دفترخانه صورت گیرد؟
پاسخ: صرفنظر از اختلاف عقیده ای که در این خصوص وجود دارد باید گفت: در مورد اموال منقول نیاز به ثبت آن در دفترخانه اسناد رسمی نیست گرچه طرفین حق دارند برای تنظیم هبه مال منقول به دفترخانه مراجعه کنند.
اما در مورد اموال غیرمنقول که به ثبت رسیده اند (یعنی دارای سند رسمی هستند) و نیز در شهرهایی که قوه قضائیه ثبت اموال غیر منقول را ضروری دانسته، هبه این نوع اموال باید بصورت رسمی باشد.
منبع:daneshju.ir
تشکیلات قضایی ایران، همچون هر نظام و تشکیلات دیگری، در طی ادوار مختلف دستخوش تحولات و دگرگونیهای عمیق و اساسی گردیده است و عوامل مختلفی از جمله افزایش سطح علمی افراد به ویژه حقوقدانان، ناکارآمد بودن بعضی قوانین و مقررات ، ایجاد اطاله دادرسی و سایر موارد موجب نقض و جایگزینی قوانین و نهایتاً تغییر ساختار قضایی گردیده است . در این مقال به اختصار ساختار قضایی فعلی جمهوری اسلامی ایران ( ساختار کنونی را نیزمصون ازتغییرات سریع الاهنگام نمی داند ) را به تصویر می کشد .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تدوین قانون اساسی ،تغییرات عمیق و اساسی در نظام قضایی حاکم بر ایران ایجاد و به موجب آن سیستم قانونگذاری در ایران نیز دستخوش تغییرات کامل گردید. در این جا لازم می داند پیش از ورود در تعیین ساختار قضایی ایران به لحاظ ارتباط موضوعی توضیح مختصری در خصوص سیستم قانونگذاری نیز داده شود.
1_قانون سه روز پیرتر از دنیاست (استونی)
2_قلم و جوهر بهترین شهودند (پرتقالی)
3_ قضاوت باید گوش بزرگ و دست کوچک داشته باشد (المانی)
4_حقیقت ، دختر زمان است (ایتالیایی)
5_قانون غالبا دندان خود را نشان میدهد ولی گاز نمی گیرد (انگلیسی)
6_حقیقت سنگین است ، لذا عده ای معدود حاضرند انرا حمل کنند (عبری)
7_حقیقت را میتوان خم کرد ولی نمیتوان انرا شکست (ایتالیایی)
8_حرف حق شمشیری است برنده (فارسی)
9_قاضی که بی گناهی را محکوم سازد , وجدان خود را محکوم کرده است (سوئدی)
10_حقیقت غالبا در یک استخر زشت پنهان است (چینی)
11_قانون چاه بی انتهاست ، هر که گرفتارش شد کارش ساخته است (چینی)
12_قاضی خوب همسایه بد است (امریکائی)
13_قانون روی میز است و عدالت زیر میز (استونی)
14_قانون مانند تار عنکبوت است ، سوسک از ان رد میشود ولی مگس گرفتار میگردد (چک)
15_قانون همه را می لیسد (اسکاتلندی)
16_حق پشت در منتظر است و باطل در جلسه شرکت میکند (انگلیسی)
17_حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند (اسپانیائی)
18_حق شناسی بار سنگینی است (اسکاتلندی)
19_حق بالاتر از قانون است (روسی)
20_قانونی که درباره شیر و گاو یک جور حکم کند , قانون نیست (انگلیسی)
21_حقیقت در ته چاه نهفته است (فرانسوی)
22_حقیقت گرزی است که فرود می اید و همه را میکشد (فرانسوی)
23_حق همیشه توفیق نیافته است ولی موفقیت همیشه بر حق بوده است (المانی)
24_حقیقت ، بهتر از طلاست (انگلیسی)
25_حقیقت ، مهر خداست (عبری)
26_حقیقت نیش می زند و دروغ درمان میکند (ایتالیایی)
27_حقیقت شبحی است که افراد بسیاری را از خود میترساند (المانی)
۲۸ـ اگر نمی خواهی سرت کلاه برود قیمت جنس را از سه مغازه بپرس (چینی)
۲۹ـ انکه تهمت میزند هزار بار میکشد ولی قاتل فقط یک بار میکشد (چینی)
۳۰ـ اگر مرد دنبال زن افتد به ازدواج گرفتار می شود ولی اگر زن به دنبال مرد افتد بدبخت و بیچاره می شود (عبری)
۳۱ـ از شوخی قاضی فقط خودش می خندد و همنشینش (ایتالیایی)
۳۲ـ بی عدالتی بها ندارد (استونی)
۳۳ـ بی عدالتی دایه پزشک است (المانی)
۳۴ـ تمام براهین دادگاهی قابل قبولند (ترانسوال)
۳۵ـ تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود (فارسی)
۳۶ـ اگر در جوانی سوزنی بدزدی در پیری پول خواهی دزدید (چینی)
۳۷ـ اگر وکیل دادگستری را با اردنگی پایین پله ها اندازید تا پایان عمر به شما خواهد چسبید (انگلیسی)
۳۸ـ تمام قوانین عادلانه نیست (اسکاتلندی)
۳۹ـ افتابه دزدها را به دار می اویزیم و به دزدان بزرگ درود می فرستیم (المانی)
۴۰ـ اگر میخواهی قاضی خوبی باشی باید به حرف های همه گوش بدهی (برزیلی)
۴۱ـ جهنم و محکمه عدالت همیشه باز هستند (المانی)
۴۲ـ از دو کس حقیقت را مپوشان یکی پزشک و دیگری وکیل عدلیه (فرانسوی)
۴۳ـ ازدواج زودش اشتباه است و دیرش اشتباهی بزرگتر (فرانسوی)
۴۴ـ انکه میدزدد به دار اویخته نمیشود بلکه انکه گرفتار میگردد به دار اویخته میشود (چک)
۴۵ـ چو بد کردی مشو ایمن ز افات که واجب شد طبیعت را مکافات (فارسی)
۴۶ـ حق با زور است (انگلیسی)
47_هر جا که جامعه باشد ، حقوق هم است (لاتینی)
48_ اگر میخواهی بر اسرار مردی واقف شوی ، فقط از همسایگانش سوال کن (چینی)
۴۹ـ انسان نباید با چکش اهنین در خانه قاضی را بزند (المانی)
50_تمام اختلافات از « آری » و « نه » بر میخیزد (فرانسوی)
۵۱ـ برایی آنکه پیش روی قاضی قرار نگیری پشت سر قانون راه برو (انگلیسی)
۵۲ـ خدا می خواست ادمیان را تنبیه کند و قضاوت را به جانشان انداخت (روسی)
۵۳ـ «اشتباه» می تواند حتی از یک شکاف بگذرد ولی «حقیقت» در یک دروازه گیر می کند (اتازونی)
54_عدالت همیشه گرسنه است (بلغارستانی)
55_دل انسان اهن است و قوانین کشور کوره (چینی)
56_دزد مرتکب فقط یک جنایت شده , و انکه مالش به سرقت رفته مرتکب صد جنایت(زیرا به دیگران تهمت دزدی می زند) (ارمنی)
57_شوهر قانون است برای همسرش (روسی)
58_دزد به دزد میزند خدا خنده اش می گیرد (فارسی)
59_دزد , بازار را اشفته می خواهد (فارسی)
60_شمشیر عدالت غلاف ندارد (فرانسوی)
61_صدای جلنگ جلنگ پول غالبا صدای عدالت را از بین می برد (یوگسلاوی)
62_دزد از خانه مفلس خجل اید بیرون (فارسی)
63_عدالت از انچه در قانون نوشته شده معلوم می شود (چینی)
64_فقط پزشکان می توانند ادم بکشند و از کیفر در امان باشند (اسلواکی)
65_عدالت بی عدالتی می شود وقتی که بر سر یک نفر دو ضربه وارد کنی در حالیکه مستحق فقط یک ضربه است (بلژیک)
66_دزد ناشی به کاهدان می زند (فارسی)
67_دزد راه باش ، دزد سفره مباش (اذربایجانی)
68_عرف و عادت مادری است که همه باید از او اطاعت کنند (برنئو)
69_وقتی که رفیق ، قاضی شود باید فاتحه قانون را خواند (ایتالیایی)
70_دزدان بزرگ افتابه دزد را به دار می اویزند (چک)
71_عدالت بهتر از عبادت است (عبری)
72_دادگستری خیلی زیاد ، غالبا ستم خیلی زیاد است (فرانسوی)
73_عدالت کور است و کسی را نمی بیند (انگلیسی)
74_دزد خوب نگهبان خوب می شود (نگروئی)
75_روباه نباید موقع محاکمه مرغ قاضی دادگاه باشد (چینی)
76_ستم بر ستم پیشه عدل است و داد (فارسی)
77_ عرف و عادت قانون ثانوی است (لاتینی)
78_عرف و عادت قوی تر از قانون است (روسی)
۷۹_گواه شاهد صادق در استین باشد (فارسی)
۸۰_مهربانی بزرگتر از قانون است (چینی)
۸۱_مراسم و قانون همسایه یکدیگرند (مونتونگروئی)
۸۲ـ وقتی رشوه از در وارد می شود عدالت از پنجره فرار می کند (ترکی)
۸۳ـ وصیت نامه خطرناک تر از پزشک است , بسیاری از افراد بیشتر در اثر نوشتن وصیت نامه مرده اند تا به علت بیمار بودن (اسپانیولی)
۸۴ـ وکلا مانند درشکه چی ها نیستند ، انها انعامشان را قبل از حرکت می گیرند (اتازونی)
۸۵ـ وجدان بد در ان واحد تهمت زننده ، قاضی ، شاهد و به دارزننده است (هلندی)
۸۶ـ هر قدر بر تعداد قوانین افزوده شود به همان نسبت عده تبهکاران رو به افزایش می گذارند (چینی)
۸۷ـ هر کس بر بازوی عدالت بایستد با مغز بر زمین می افتد (چینی)
۸۸ـ وقتی که سراغ طبیب می روی سراغ قاضی هم برو تا وصیت نامه ات را تهیه کند (المانی)
۸۹ـ وکیل خوب همسایه بد است (فرانسوی)
۹۰ـ یک جیب پر از حق احتیاج به یک جیب پر از طلا دارد (چک)
۹۱ـ یک قاضی و چرخ گاری باید خوب چرب شوند (المانی)
۹۲ـ هرکجا قدرت هست در انجا قاضی هست (روسی)
۹۳ـ هیچ سارقی بدتر از یک کتاب بد نیست (ایتالیایی)
۹۴ـ وقتی پول حرف می زند حقیقت سکوت اختیار می کند (روسی)
۹۵ـ وارث وارث من , وارث من است (لاتینی)
۹۶ـ وجدان به اندازه هزار شاهد خوب و با ارزش است (ایتالیایی)
۹۷ـ هرگز با مرد نیرومند کشتی مگیر و مرد پولدار را به دادگاه مکشان (لاتویا)
۹۸ـ هر کس پول دارد بر حق است (لتوانی)
۹۹ـ هیچ قاضی ایی نجات نمی یابد مگر اینکه جهنم پر شده باشد (مونتونگرویی)
۱۰۰ـ یک دست پر از پول قوی تر از دو دست پر از حقیقت است (سوئدی)
۱۰۱_مکندگان خون مردم دو گونه اند : زالوها و ماموران مالیات (فرانسوی)
۱۰۲_وجدان اگر زخمی شد دیگر خوب شدنی نیست (چینی)
۱۰۳_وقتی که متهم قاضی شود فاتحه قانون خوانده شود (چینی)
۱۰۴_وقتی که قاطر قاضی می میرد همه به تشیع جنازه اش می روند ولی وقتی که خود قاضی می میرد هیچ کس به تشیع جنازه اش نمی رود (تازی)
۱۰۵ـ وجدان یگانه محکمه ایست که در ان به وکیل دادگستری احتیاجی نیست (انگلیسی)
۱۰۶ـ هرانچه حاکم عادل کند همه داد است (فارسی)
۱۰۷ـ همه برای عدالت ارزش قائلند ولی وقتی که می اید در را به رویش می بندند (سوئدی)
۱۰۸ـ ممکن است به حقیقت تو سری زد ولی هرگز نمیتوان خفه اش کرد (لاتینی)
۱۰۹ـ دیوانه جریمه می دهد و عاقل رشوه (اذربایجانی)
۱۱۰ـ قاضی و وکیل دو بال فرشته عدالت هستند (لاتینی)
آیا می دانید که هیچ کس نمی تواند تمامی اموالش را وصیت کند، که از میان وراثش فقط به یک نفر برسد؟
در قانون مدنی ، در ماده 843 ذکر نموده، وصیت زیاده بر ثلث ترک نافذ نیست. مگر به اجازه وراث و اگر بعضی از ورثه اجازه دهد، فقط نسبت به سهم او نافذ است.
- آیا میدانید که همه افراد می توانند اموالشان را تا قبل از مرگ مورد استفاده قرار دهند و در عین حال هنگام زنده بودن همان اموال را به شخصی انتقال دهند.( البته انتقال از نظر قانون فقط خرید و فروش نیست، بلکه شامل صلح و موارد دیگری از قراردادها هم می شود)
به هر حال سخن از این است، که هر کس ممکن است از روی لطف بخواهد اموالش را فقط به یک شخص بخصوصی قبل از مرگش انتقال دهد، ولی از اینکه به وی اعتماد ندارد که ممکن است در زمان حیات، شخص انتقال گیرنده او را از استفاده ی اموالش محروم و خارج کند، منصرف می شود. در این موارد برای تفهیم این مطلب بهتر است مثالی بزنیم:
آقای علوی می خواهد پس از مرگش فقط همسرش مالک دارایی او باشد از سویی نگران است که شاید اگر در زمان حیات اموالم را بنام همسرم انتقال دهید.ولی بر اثر تحریک دیگری یا در صورت اختلاف فی مابین زن و شوهر ی آقای علوی را از استفاده از اموالش محروم کند.
در اینجا قانون مدنی ایران در مواد 40 به بعد موارد را پیش بینی نموده که شخص می تواند اموالش را به دیگری انتقال دهد ولی تا زمانی که زنده است از آن استفاده کند، که به آن حق انتفاع می گویند. یعنی آقای علوی که می خواهد اموالش را به همسرش انتقال دهد (اموال غیر منقول مثل ملک، زمین ، خانه) به این گونه عمل می نماید. به اتفاق همسرش به یک دفتر اسناد رسمی مراجعه می کند. اعلام می کند که این ملک را برای همسرم سند بزنید که بنام وی شود، ولی تا زمان مرگم در تصرف من باشد. که به آن حق انتفاع (عمری) به طول عمر آقای علوی محسوب می شود .و تا زمانیکه آقای علوی زنده است، همسرش بر آن مال تسلط ندارد یا آن را نمی تواند به شخص دیگی بفروشد یا صلح یا هبه کند.
خبرگزاری فارس:قانون جدیدالتصویب نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیتهای غیر مجاز میکنند، در گفتوگو با فارس، تشریح شد. قاضی محمد شهریاری در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی فارس، گفت: در تاریخ 24/11/72 قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیر مجاز میکنند به تصویب رسید، این قانون که در پنج ماده به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید، در خصوص اشخاصی که اقدام به فعالیت در امور سمعی و بصری غیر مجاز میکنند مواردی را پیشبینی کرد و همچنین به معرفی عوامل تولید و توزیع و تکثیر پرداخته و نیز آثار سمعی و بصری مبتذل و مستهجن را تعریف کرد.
وی افزود: با توجه به اینکه قانون مذکور، به نحو شایستهای جامع و کامل نبود و جای سوء استفاده برای بسیاری از افراد با توجه به امکانات رسانهای نوین داشت؛ لذا با توجه به اخبار متعدد مبنی بر توزیع و تکثیر فیلمهای خصوصی و یا مستهجن در یکسال گذشته و پدید آمدن نوعی نگرانی در بین شهروندان و خانوادهها، خلاء احساس شد که این خلاء را قانونگذار باید به نحوی پر میکرد.
این حقوقدان ادامه داد: در قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 در بخش تعزیرات مثلا در ماده 640، یکسری مقررات در این زمینه پیشبینی شده است، مانند اینکه برای هر کس که با استفاده از نوشته یا تصویر، عفت عمومی جامعه را جریحهدار سازد و برای تجارت یا توزیع به معرض نمایش عموم بگذارد و تولید کند و برای تجارت نگه دارد، مجازاتهایی برای وی در نظر گرفته شده است و این در واقع مکمل همان مصوبه سال 72 بود.
شهریاری با اشاره به قانون جدیدالتصویب در این مورد، اظهار داشت: قانونگذار با توجه به شرایط موجود، دست به کار شد و قانونی در مورخه 16/10/86 که به صورت طرحی یک فوریتی مدتها در مجلس مطرح بود با عنوان «قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیتهای غیر مجاز میکنند» به تصویب رساند و این مصوبه در تاریخ 19/10/86 به تایید شورای نگهبان رسید.
صبح زود پانزدهم اوت 1518 در کوچه "نیزارتنگ" تاجری بنام دوگزینس را با نیزه ای که از پشت مقتول وارد و از سینه او خارج شده بود، از پا در آورده بودند و مامورین انتظامی نسبت به آهنگری بنام "توماس میلیو" که ساکن " سن بار تولومه " بود ظنین شده و دستگیرش ساختند. آهنگر اظهار داشت که شبهای چهاردهم و پانزدهم ماه اوت را در یکی از اصطبلهای دهکده " گاستله" گذرانیده و فاصله دهکده تا شهر آنقدر زیاد است که نمیشود نیمه شب در گاستله و صبح زود در شهر بود .
دو نفر شاهد بنامهای "مالوز" و "متی" اظهار داشتند که میلیو را اوایل شب در کوچه سن بارتولومه دیده اند ولی مطمئن نبودند که حتماً خود او بوده، بلکه ممکن بود شخص دیگری را بجای او گرفته باشند.
بدنبال این جریانات ، میلیو را باطاق شکنچه بردند او را لخت کردند و دستهایش را از پشت بستند.
بازپرس گفت: " انکار و لجاجت فایده ندارد، اقرار کن.... "
میلیو جواب داد: "اگر تمام شکنجه های جهنم و بلاهای روزگار را سر من در بیاورید محال است یک کلمه بیشتر از آنچه که میدانم و گفته ام، بگویم . "
سگ گله ای پیر و با تجربه را که سالیان دراز پاسبان شهری بود در یک روز تابستانی به اتهام قتل عمد بره ای دستگیر و بازداشت کردند. در واقع بره را روباه مو قرمز سرشناسی ذبح کرده بود و بدن سرد نشده ی مقتول را در لانه سگ گله گذاشته بود.
محکمه در دادگاه کانگارو به ریاست قاضی ولابی (Wallaby) تشکیل شد. اعضاء هیئت منصفه از روباهان بودند و تمام تماشاچیان روباه بودند و روباهی به نام رینارد (Ranard) دادستان بود.
رینارد گفت: "صبح به خیر آقای قاضی."
و قاضی ولابی با خوشرویی پاسخ داد: " خدا به همراهت پسرم، موفق باشی."
سگ پوودلی به نام بو (Beau) که دوست قدیم و همسایه ی سگ گله بود وکیل مدافع متهم بود.
پوودل گفت: "صبح بخیر آقای قاضی."
و قاضی به او اخطار کرد: "بیش از لزوم زرنگی نکن - زرنگی باید منحصر به طرف ضعیف باشد- و این شرط انصاف است."
موش خرمایی کوری، اول موجودی بود که به محل شهود آمد و شهادت داد که دیده است که سگ گله بره را کشته است.
یوودل اعتراض کرد: "شاهد کور است"
قاضی با خشونت گفت: "خواهش می کنم مطالب شخصی و خصوصی را پیش نکشید. شاید شاهد جنایت را در عالم خواب و خیال دیده است. این به او حق می دهد که شهادت دهد و آنچه دیده است افشا کند."
پوودل گفت: "اجازه می خواهم شاهد دیگری را بطلبم."
رینارد با نرمی گفت: "ما اینجا شاهد دیگری نداریم فقط یک عده قاتل بسیار نازنین داریم."
از این میان روباهی به نام باروز (Burrows) به محل شهود خوانده شد. باروز گفت: "من در واقع ندیده که این بره کش، بره را به قتل برساند ولی نزدیک بود که ببینم."
قاضی ولابی گفت: "همین اندازه هم کاملاً کافی است
دختر و پسر نوجواني که در شهر بازي با هم آشنا شده و همانجا قرار ازدواج گذاشته بودند، پس از گذشت سه سال از عقد با مراجعه به دادگاه خانواده تصميم گرفتند از يکديگر جدا شوند.
چندي پيش پسري 22 ساله به نام آرش با مراجعه به شعبه 268 دادگاه خانواده عليه همسرش دادخواست طلاق ارائه داد.آرش که سه سال پيش در سن 19 سالگي زهره را به عقد خود درآورده بود به قاضي عموزادي گفت؛ حدود 4 سال قبل در شهر بازي يک غرفه اجاره کرده بودم و مراجعه کنندگان در ازاي پرداخت 500 تومان سه حلقه به طرف هدفي که معين کرده بودم پرتاب مي کردند و در مقابل امتيازي که کسب مي کردند به آنها جايزه مي دادم. يکي از روزها که سرم خلوت بود و مشتري چنداني نداشتم دختري حدوداً 14 ساله نزد من آمد و 500 تومان داد و سه حلقه از من گرفت و مثل بقيه مشتريان حلقه ها را پرتاب کرد. ظاهر دختر توجه من را به خود جلب کرد و در نگاه اول به او علاقه مند شدم. پس از چند دقيقه صحبت با اين دختر که خود را زهره معرفي مي کرد متوجه شدم او نيز بي ميل به برقراري ارتباط با من نيست و پس از چند دقيقه صحبت از آنجا که هر دو به يکديگر علاقه پيدا کرديم همانجا تصميم گرفتيم با هم ازدواج کنيم.
آرش ادامه داد؛ موضوع رابطه ام با زهره را با خانواده ام در ميان گذاشتم و از پدرم خواستم کمک کند تا بتوانم با اين دختر 14 ساله ازدواج کنم اما پدرم به شدت با خواسته ام مخالفت کرد. من که علاقه شديدي به زهره پيدا کرده بودم تصميم گرفتم به هر قيمتي که شده با او ازدواج کنم و براي اين کار پدرم را شديداً تحت فشار قرار دادم تا سرانجام پس از مدتي به همراه دختر مورد علاقه ام پاي سفره عقد نشستيم.
پسر جوان افزود؛ پس از اينکه زهره را به عقد خود درآوردم قرار شد در اولين فرصت مراسم عروسي برگزار شود و من هم يک آپارتمان براي شروع زندگي مان اجاره کنم، اما ناتواني مالي من باعث شد تا اکنون بعد از گذشت سه سال نتوانم به قولم عمل کنم. در اين مدت فهميدم شناخت من از زهره بسيار ظاهري و سطحي بود. چند مرتبه که زهره را تحت نظر گرفتم متوجه شدم او با پسرهاي ديگري هم در ارتباط است و همين موضوع باعث بروز اختلاف بين ما شد. وقتي شناخت بيشتري نسبت به همسر 14 ساله ام پيدا کردم متوجه شدم فريب ظاهر آراسته او را خورده ام و اکنون حاضر نيستم با چنين دختري که در اين سن مرتکب چنين اعمالي مي شود زير يک سقف زندگي کنم.
پس از اظهارات آرش، زهره شوهرش را متهم به دروغ گويي کرد و گفت؛ در ابتداي آشنايي مان آرش به من گفت وضع مالي خوبي دارد و اگر مرا به عقد خود درآورد زندگي خوبي را آغاز مي کنيم، اما با گذشت سه سال او شغل و درآمد مشخصي ندارد.زهره همچنين در خصوص ادعاي همسرش در مورد رابطه با افراد ديگر گفت؛ آرش دچار توهم شده است و هميشه به من شک دارد.
زهره با بيان اينکه حاضر به زندگي با آرش نيست خواهان دريافت مهريه اش که 600 سکه بهار آزادي است، شد. به نقل از سایت نیاز روز....
خبرگزاري فارس: جوان 30 سالهاي كه متهم به قتل يك مرد 28 ساله است با نظر قاضي واحد اظهارنظر دادسراي امور جنايي تهران روانه دادگاه شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، عصر روز 18 خرداد سال 83 مأموران كلانتري شهرك راهآهن از كشف جسد يك مرد جوان حدودا 30 ساله با خبر شدند.
مأموران با حضور در صحنه دريافتند جسد متعلق به فردي است به نام شهرام 28 ساله كه راننده يك موتور سيكلت بوده اما پس از به قتل رسيدن ، موتور سيكلتش به سرقت رفته است.
دلداري قاضي واحد اظهار نظر دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: تحقيقات بيشتر نشان داد 3 روز قبل از كشف جسد خانواده اين فرد اعلام فقدان كردهاند.
وي گفت: موتور سيكلت اين فرد در لرستان و در تاريخ 13 آبان ماه كشف شد اما اسماعيل راكب اين موتور سيكلت با ترفندي از دست مأمور زندان گريخت تا در تاريخ 31 خرداد سال 86 موتور سيكلت در حوالي شهريار و در خانه فردي به نام رضا كشف شد و رضا به عنوان همدست اسماعيل دستگير شد.
قاضي واحد اظهار نظر دادسراي امور جنايي تهران افزود: مأموران با راهنمايي رضا موفق شدند تا در تاريخ 3 تيرماه سال 86 اسماعيل را دستگير كنند.
وي ادامه داد: اسماعيل در بازجويي به ارتكاب قتل شهرام اعتراف كرد و مدعي شد بر سر خريد و فروش مواد مخدر با يكديگر درگير شدهاند.
دلداري گفت: با توجه به مجرم شناخته شدن اسماعيل براي اين فرد كيفرخواست صادر شده و اين فرد روانه دادگاه شد.
زنی که به کشتن همسر خواهر شوهرش متهم شده است امروز دردادگاه کیفری تهران ادعا کرد فقط برای دفاع از خود دست به جنایت زد.
در نشست پیشین رسیدگی به این پرونده که ۲۳ تیر۱۳۸۶ در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی «نورا...عزیزمحمدی» و با حضورچهار مستشار (رحیمی، عبدالهی، سالاری و فراهانی) برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت.
«آرش سیفی» اعلام کرد:م رضیه ۴۰ ساله متهم است شامگاه ۱۹ مهر ۱۳۸۴ شوهر خواهر همسرش (محمدرضا) را که به همراه برادر شوهرش «غلام» به خانه آنان در منجیل آباد رباط کریم رفته بود خفه کرد.
وی افزود:شوهر مرضیه به نام رضا و پسر بزرگش علی نیز که در این جنایت به او کمک کردند، متهمان ردیف های دوم و سوم هستند.
نماینده دادستان ادامه داد:با توجه به شواهد موجود و درخواست اولیای دم از محضر دادگاه برای متهمان تقاضای مجازات دارم.سپس همسر قربانی و پسر و دخترش در جایگاه اولیای دم قرار گرفتند.
مدني 8 شامل ( 3) مبحث ( 1) اخذ به شفعه ( 2) وصيت و ( 3) ارث است كه ذيلاً بررسي ميشوند:
الف) اخذ شفعه: هر گاه مال غير منقول قابل تقسيمي بين دو نفر مشترك باشد و يكي از دو شريك حصه خود را
به قصد بيع به شخص ثالثي منتقل كند شريك ديگر حق دارد قيمتي را كه مشتري داده است به او بدهد و حصه
مبيعه را تملك كند (م 808 ق. م).
1) براي تحقق اخذ به شفعه شروط ذيل لازم است:
الف) مال از اموال غير منقول باشد و نظر مشهور اين است كه از اموال غير منقول ذاتي باشند
ب) مال مشاعي باشد يعني در مال مفروز حق شفعه ايجاد نمي شود.
تذكر: ممر و مجرا 2 قسم از اقسام حقوقي ارتفاقيه هستند اگر دو شريك كه در اصل ملك باهم شريك نيستند
ولي يكي حق شرب در ملك ديگري دارد كه در اين مورد قانون مدني اشتراك در ممر و مجرا را موجب ايجاد حق
شفعه مي داند.
ج) شرط ديگر اين است كه مال بايد قابل تقسيم باشد هر گاه مال غير منقول قابل تقسيم نباشد حق شفعه ايجاد
نمي شود كه اين هم قول مشهور فقهاي اماميه است.
د) شرط چهارم اين است كه شركاء بايد دو نفر باشند كه متخذ از قول مشهور فقهاي اماميه است و اگر بيشتر
باشند حق شفعه نداريم زيرا و قدر متيقن از شركت دو نفر است و در مورد شك اصل عدم است.
ه) مال به عقد بيع به ديگري منتقل شود نه عقد ديگري لذا اگر مال غير منقول به عقد صلح يا هبه به ديگري
منتقل شود در اين صورت حق شفعه وجود نخواهد داشت اين پنج شرط در قانون مدني جاي ترديد نيست ولي
شروط ديگري هستند كه محل بحث هستند مثلاً:
الف) حصه مورد انتقال به عنوان مبيع مورد انتقال قرار گيرد نه به عنوان ثمن.
بحث مدني ( 6) حول محور عقود معوض مي گردد كه بيشتر عقود بيع و اجاره در اين مبحث مورد بررسي قرار
مي گيرد ما نيز بيشتر به بررسي اين دو عقد خواهيم پرداخت:
1) در بيع:
بيع عبارتست از تمليك عين به عوض معلوم: يعني بيع عقدي است كه در آن بايد دو عوض وجود داشته باشد
(عقد معوض)
در بيع تمليك در به محض انعقاد بيع از مقتضيات بيع است لذا قولنامه كه اثر آن ايجاد التزام بر فروش است بيع
محسوب نمي شود.
اگر در بيع شرط گردد كه مال به رايگان انتقال يابد يا ثمن به ملكيت فروشنده در نيايد اين شرط؛ شرط خلاف
مقتضاي ذات عقد بيع است لذا باطل و مبطل است. اما اگر از مجموع شرط و عقد چنين بر آيد كه طرفين عقد
ديگر را ارائه كرده اند آثار همان عقد بار مي شود (العقود تابعه للقصود)
از ديگر مواري كه در بيع از شروط صحت است (علاوه بر شرايط اساسي صحت معاملات م 190 ). معلوم بودن مقدار
و جنس و وصف مبيع است و تعيين مقدار آن به وزن وكيل و يا عدد و زرع يا مساحت يا مشاهده تابع عرف است
( (م 342
صرف معلوم بودن كافي است و لازم نيست حتماُ در عقد ذكر شود يا اينكه تراضي بر آن بكنند بلكه كافي است
هر يك بدانند و قصدشان متوجه آن بشود.
در بيع عين معين مبيع بايد در هنگام عقد معلوم و مبين باشد و قابليت تعيين در آينده كافي نيست مگر اينكه
پذيرفته شود در ديد معامله كنندگان مبيع مال مثلي محسوب مي شود.
2) در مبيع: مبيع بايد داراي شرايط ذيل باشد: